بررسی رابطه میان مصرف سموم آفت کش و اثرات آن بر سلامت کشاورزان در استانهای مختلف کشور (سال 1382)

 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۵/۱۱/۱۷ | 
مقدمــه: بشر در طول قرنهای متمادی روشهای بسیار مختلفی را جهت کنترل آفاتی که تامین غذا، الیاف و سلامتی آنها را به مخاطره می اندازد بکار برده است. ولی امروزه با توجه به نیاز روزافزون به تولیدات کشاورزی و مواد غذایی به علت رشد بی رویه جمعیت، سلاح سم و انجام مبارزه شیمیایی نقش اصلی را در حفاظت گیاهان مورد کشت از گزنند عوامل مخرب، ایفا می کند. بطوریکه این روش به مراتب بیش از سایر روشهای مبارزه مورد استفاده قرار گرفته و اغلب به علت عدم آشنایی کافی مصرف کنندگان سموم شیمیایی از اصول صحیح مبارزه، این کار بطور ناقص و یا بی رویه صورت می گیرد، در نتیجه علاوه بر عدم حصول نتیجه مطلوب در دراز مدت موجب بهم خوردن تعادل طبیعی شده و اثرات زیانباری در محیط زیست و همچنین سلامت کشاورزان و افراد جامعه بجای می گذارد. در کشور ما با توجه به روند رو به رشد جمعیت و محدودیت منابع در بخش کشاورزی و نیازی که به افزایش تولید محصولات کشاورزی وجود دارد، ضرورت انجام مبارزه های منطقی و اصولی علیه آفات، عوامل بیماریزای گیاهی و علف های هرز با تاکید بر رعایت مسایل زیست محیطی و حفظ سلامت و بهداشت افراد جامعه، بیش از پیش احساس می شود(1). علیرغم بکارگیری شیوه های مختلف مبارزه برای کنترل این عوامل زیان بار، کاربرد سموم شیمیایی هنوز سهمی از این راهکارها را به خود اختصاص می دهد. مواجهه انسان چه بصورت غیرعمدی، تصادفی و یا غیرقابل اجتناب (3 ، 4 ، 5) متعاقب استفاده از سموم آفت کش یا باقی ماندن آنها در محیط هایی مانند هوا، آب، خاک، گیاهان و حیوانات (بخصوص مواد غذایی) و اشیاء بی جان اتفاق می افتد (6، 7، 8). افرادی که در حمل و نقل، ترکیب یا استفاده از سموم آفت کش دخالت دارند نیز مواجهه زیادی را دارند. باید اذعان نمود که هیچ ماده آفت کش کاملاً مطمئن و بی خطر برای سلامت و زندگی انسانها وجود ندارد. با این حال در صورت استفاده بجا و رعایت اصول بهداشتی می توان خطرات تهدید کننده سلامت آفت کش ها را کاهش داد. تعریفی که آژانس حفاظت محیط زیست (EPA) آمریکا (9) از آفت کش ارایه داده بدین صورت است. « آفت کش ماده یا مخلوطی از مواد است که بمنظور پیشگیری، نابودی، دفع یا کاهش هر گونه آفت بکار می رود.» تعریف دیگر « آفت کش هر عامل فیزیکی، شیمیایی یا بیولوژیکی است که بتواند یک آفت گیاهی یا جانوری را از بین ببرد.» واژه « آفت » شامل حیوانات، گیاهان یا میکروارگانیزمهای مضر، مخرب یا مشکل آفرین می شود. شاید بتوان گفت که حشره کش ها بخصوص ارگانوفسفره ها سردسته سموم مورد نظر از لحاظ ایجاد مسمومیت در انسان هستند. امروزه تقریباً تمام حشره کش های شیمیایی مصرفی سموم عصبی بوده و موجب مسمومیت در سیستم عصبی موجودات هدف می گردد. حشره کش ها انتخابی عمل نمی کنند و می توانند روی موجودات غیر هدف اثر بگذارند. به عبارت دیگر این مواد علاوه بر تاثیر بر اعصاب حشرات می توانند اثرات مشابهی بر سلامت انسان داشته باشند. در این رابطه تنها میزان دوز اثر، سطح آلودگی و مدت آن است که اثرات بیولوژیکی را تعیین می کند. بر اساس گزارشات آماری از سراسر جهان تعداد مسمومیت با عوامل آفت کش به بیش از پانصد هزار مورد در سال با بیست هزار مورد مرگ و میر می رسد (10). قابل توجه است که طبق آمارهای مستند میزان وقوع مسمومیت در کشورهای در حال توسعه 13 برابر بیشتر از مورد کشورهای کاملاً صنعتی می باشد. که خود 85 درصد از تولید جهانی آفت کش ها را مصرف می کند (11). بر طبق مطالعه ای که بیماران بستری شده در یکی از ایالتهای آمریکا را در یک دوره زمانی 5 ساله بررسی کرد مشخص شده 73 موارد مسمومیت با عوامل آفت کش بعلت خودکشی، 17 درصد بعلت تماسهای شغلی و 8 درصد بصورت تصادفی رخ داده بود. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1375 از مجموع حدود 5/14 میلیون شاغلین ده ساله و بیشتر کشور بیش از 3/3 میلیون میلیون نفر (حدود 23%) در بخش کشاورزی، شکار و جنگلداری مشغول به کار بوده اند. بر اساس برآورد سال 1380 بخش کشاورزی، صنعت و خدمات به ترتیب 9/25% ، 6/30% و 5/43% از حجم فعالیت های اقتصادی در کشور را به خود اختصاص داده اند. درصد شاغلین بالای ده سال کشور نیز در سال 1380 در حدود 26% بوده است. در سال 1375 جمع فروش سموم کشاورزی 8/15 هزار تن و در سال 1380 مقدار فروش سموم به 2/27 هزار تن رسیده است. به این ترتیب می توان گفت در طول نیم قرن گذشته نزدیک به یک میلیون تن سم به محیط زیست کشور ما وارد شده است.(2) روش کار: پژوهش حاضر در فاز اول از نوع مطالعه مقطعی می باشد. این طرح پژوهش طی مدت تقریباً 18 ماه روی کشاورزان فعال در شهرستانهای لاهیجان، قائم شهر، بافت، رفسنجان و ساوجبلاغ که اعضای نمونه آماری بطور تصادفی انتخاب شده بودند مورد بررسی قرار گرفت. شیوه نمونه گیری در داخل هر شهرستان بصورت خوشه ای دو مرحله ای بود. حجم نمونه برای هر شهرستان حداقل 200 نفر تعیین شد به این ترتیب که پس از انتخاب شهرستان مورد نظر در استان، چند روستا از بین روستاها انتخاب و در مرحله بعد پس از تهیه فهرستی از کشاورزان هر روستا نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده شد که شامل قسمتهایی نظیر، مشخصات فردی واحدهای مورد پژوهش، نوع محصولات تولیدی و سطح زیرکشت، نوع سموم و مدت استفاده از آن، نوع و شدت علایم مسمومیت احتمالی ناشی از مواجهه، نوع سم پاش مورد استفاده، وسایل حفاظتی مورد استفاده در زمان سمپاشی و میزان آگاهی از سموم آفت کش می باشد. نحوه انتخاب نمونه ها در کلیه شهرستانهای مذکور بدین ترتیب بود که بر اساس پرونده خانوار فهرست خانوارهائیکه سرپرست یا هر یک از اعضاء خانوار به شغل کشاورزی اشتغال دارد ( چه بعنوان شغل اصل و چه بعنوان شغل فرعی) تهیه گردید. در این فهرست شماره ردیف و شماره خانوار ثبت شد. با توجه به اینکه تعداد نمونه لازم در هر روستا متناسب با جمعیت روستا انتخاب شد. از تعیین تعداد کشاورزان بر عدد تعداد نمونه منتخب فاصله نمونه گیری بدست آمد. یک عدد تصادفی و به کمک جدول اعداد تصادفی یا قرعه کشی) از 1 تا 12 انتخاب شد. برای انتخاب نمونه های بعدی به تعداد نمونه به شماره نمونه اول اضافه کردیم تا کلیه نمونه های مورد نظر در هر روستا که 20 کشاورز در هر روستا بود بدست آمد. پس از انتخاب نمونه ها بهورزان یا مروجین (معادل بهورزان در جهاد کشاورزی) به منزل نمونه (20 کشاورز انتخاب شده در هر روستا) مراجعه نموده و پرسشنامه طرح تکمیل گردید. در راستای رسیدن به اهداف پژوهش و پاسخ به سوالات پژوهش از آمار توصیفی شامل تنظیم جداول توزیع فراوانی دوبعدی و نیز برای متغییرهای کمی مبادرت به محاسبه شاخصهای مرکزی و پراکندگی گردید. نتایــج : بر اساس یافته های این پژوهش نزدیک به 50 % کشاورزان تحت مطالعه تقریباً بی سواد بودند و میانگین زمان اشتغال به کار کشاورزی در واحدهای مورد پژوهش در شهرهای مختلف مورد مطالعه بین 18 تا 26 سال بود. همانگونه که در جدول شماره 1 دیده می شود. در دو شهرستان ساوجبلاغ و رفسنجان سموم اورگانوفسفره بیش از 95% سموم مورد استفاده را شامل می شود در حالیکه در شهرهای قائم شهر، لاهیجان و بافت مصرف این سموم یا وجود ندارد و یا حداقل است. یافته دیگر این پژوهش مربوط به زمان استفاده از سموم آفت کش در واحدهای مورد پژوهش است که بطور متوسط کشاورزان 12 سال در استفاده از این سموم دخالت داشتند و مدت استفاده سموم در سال بطور متوسط 4 روز بود. بیشترین وسیله استفاده از سمپاش در واحدهای مورد پژوهش تراکتور (31%) بود که پس از آن سمپاش موتوری با 22% در مکان دوم قرار دارد. در رابطه با نوع وسایل حفاظت فردی 2/68 % کشاورزان از هیچ گونه وسیله حفاظت فردی استفاده نکرده و تنها 5% از کشاورزان واحدهای مورد پژوهش بیشتر از دو وسیله حفاظتی استفاده می کنند. جدول 2 میزان شیوع علایم مسمومیت در واحدهای مورد پژوهش را که لا سموم آفت کش مواجهه داشته اند را نشان می دهد. همانگونه که ملاحظه می شود بیشترین عارضه مواجهه مربوط به سردرد و سرگیجه و سوزش چشم گزارش شده است. حدود 6% کشاورزان واحدهای مورد پژوهش در ارتباط با استفاده از آفت کش ها حداقل یکبار به پزشک مراجعه کرده اند در حالیکه موارد مربوط به حداقل یکبار بستری 2% بوده است. جدول شماره 3 انواع بیماریهای گزارش شده توسط واحدهای مورد پژوهش را نشان می دهد. نتایج مربوط به آگاهی کشاورزان از نحوه استفاده از آفت کش نشان می دهد که فقط حدود 25% از این افراد اطلاعات درج شده در برچسب سموم مورد استفاده را متوجه می شوند. بطور کلی نتایج پژوهش حاکی از آن است که آگاهی کشاورزان از سموم آفت کش پائین است. از یافته های دیگر پژوهش اقداماتی است که کشاورزان بر روی ظروف باقیمانده مسموم انجام می دهند. 55% کشاورزان این شهرستانها ظروف سم را در محیط رها می کنند و تنها حدود 27% از آنها اقدام به سوزاندن یا دفن ظروف می کنند. در رابطه با تعیین سطح خونی استیل کولین استراز در کشاورزانی که از سموم ارگانوفسفره ها استفاده می کردند در مقدار طبیعی این آنزیم تفاوت معنی داری ملاحظه نشد (12). بحث و پیشنهاد: با توجه به درصد بالای بی سوادی کشاوورزان و جوان بودن میانگین سن آنها از نتایج بدست آمده بنظر می رسد یکی از معضلات عمده کشاورزان عدم آگاهی نان از عوارض و نحوه مقابله با آن می باشد. پیشنهاد شده است که برای تقویت و ارتقاء آگاهی کشاورزان کلاسهای آموزشی بمنظور آشنایی با عوارض و نحوه مقابله با سموم برگزار گردد. همانطوریکه در جدول شماره 1 ملاحظه می گردد در مصرف سموم ارگانوفسفره در شهرستان رفسنجان و ساوجبلاغ بیش از 95% سموم مورد استفاده را شامل می شود که علت آن را باید در نوع محصول و اثربخشی این سموم جستجو کرد. در این رابطه پیشنهاد گردید در هر منطقه بسته به اهمیت و شیوع سموم مصرفی مجموعه های آموزشی شامل اشنایی با سموم، کاربرد آنها، نحوه استفاده از آنها، نحوه مقابله با عوارض کوتاه مدت و دراز مدت و اقدامات مورد نیاز که بلافاصله پس از استفاده باید انجام گیرد تدوین گردیده و تحت نظر یک واحد معیین و تعریف شده و زیر نظر کارشناسان مجرب اقدامات لازم به نحو مقتضی انجام گیرد. همچنین مجموعه های آموزشی باید به زبان فارسی ساده، شفاف و در صورت امکان به زبان محلی تهیه گردد. نتایج نشان می دهد که حدود 68% واحدهای مورد پژوهش از هیچگونه وسایل حفاظت فردی استفاده نمی کنند. با توجه به اینکه در هنگام استفاده از سموم آفت کش خاص راهکار حفاظتی به غیر از استفاده از وسایل حفاظت فردی مقدور نمی باشد و حتی بایستی از چند وسیله حفاظت های فردی استفاده نمود از اینرو پیشنهاد گردید کلاسهای توجیهی برای کشاورزان در رابطه با نحوه حفاظت فردی و آشنایی با وسایل حفاظتی و اثرات آن بر سلامتی کوتاه مدت و دراز مدت کشاورزان گذاشته و آموزشهای لازم در این زمینه داده شود. نتایج بدست آمده از جدول 2 و 3 موید این مسئله است که بخشیی از میزان عوارض و بیماریهای حاصل از مواجهه با سموم آفت کش می تواند ناشی از عدم رعایت کشاورزان و آگاهی آنها در استفاده از وسایل حفاظت فردی باشد که در مقایسه با آمارهای جهانی آمار بالایی است. بحث دیگری که در این زمینه وجود دارد عدم وجود امکانات کافی برای کشاورزان سمپاش و در دسترس قرا ندادن وسایل حفاظتی از طرف کارفرما است. در ارتباط با این مشکل کارفرمایان موظف هستند که این امکانات را برای کشاورزان سمپاش فراهم نمایند. بحثی که در رابطه با آگاهی کشاورزان از نحوه استفاده از سموم آفت کش وجود دارد این است که 75% کشاورزان مورد مطالعه اطلاعات درج شده در برچسب سموم مصرفی را متوجه نمی شوند. دلیل آنرا می توان به عواملی نظیر تخصصی بودن بیش از حد اقدامات و عدم اشنایی به زبان خارجی مطرح گردد. در ضمن بی سوادی نیز یکی از عوامل مهم در این مخصوص می باشد. با تهیه مجموعه های آموزشی و کلاسهای توجیهی می توان این مسئله را حل نمود. با توجه به آلودگی های زیست محیطی و عوارض حاصل از رها کردن ظروف سم باقیمانده که بر اساس نتایج بدست آمده درصد بالایی را بخود اختصاص می دهد، می توان عدم وجود مقررات و آگاهی کشاورزان را مطرح نمود. با آموزش کشاورزان در سوزاندن یا دفن کردن این ظروف می توان به نتایج ارزشمندی دست یافت. تقدیرو تشکر: این طرح با حمایت مالی معاونت سلامت وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی انجام شده است. بدینوسیله مراتب سپاس و قدردانی را از جناب آقای دکتر اکبری معاونت محترم سلامت و همچنین از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ایران جناب آقای دکتر شرفی و کلیه افرادی که در امر پژوهش یاری کننده ما بودند ابراز می دارم. منابـــع: 1- WHO (1973) Safe use of Pesticides: twentieth report of the WHO Expert Committee on Insecticides. Geneva, World Health Organization (WHO Technical Report Series, No. 513). 2- سالنامه آماری کشور سال 1380 3- DAVIES, J.E. (1984) Epidemiologic concerns for exposure assessment. In: Siewierski, M., Determination and assessment of pesticide exposure, New York, Elsevier, PP. 67-77 (Studies in Environmental Science, 24). 4- DAVIES, J.E. ET AL. (1980) Minimizing occupational exposure to Pesticides: epidemiologic overview. Residye reviews, 75: 7-20. 5- DAVIES, J.E. ET AL., ed. (1982) An agrochemical approach to pesticide management: Some Health and enuironmental considerations, Miami, University of Miami, School of Medicine, 320 PP. 6- EDWARDS. C. A. (1983 a) Environmental pollution by. Pesticides. London and New York. Plenum Publishing Company. 7- EDWARDS. C. A. (1986) Agrochemicals as environmental pollutants. In: Van Hofsten. B & Ekstrom. G. ed Control of pesticide applications and residues in food. A guide and director. 1986. Uppsala. Swedish Science Press. PP. 1-19. 8- EDWARDS. C. A. ET AL (1980) Pesticide residuse in the entironment in India Bangalore. Raja Press. 9- Federal Insecticide, Fungicide and Rodent: cide Act (“Fedral Environmental pesticide Control Act of 1972” ) amended, Washington DC, united state Envirenmemtal Protectien Agency, Office of Pesticide Control Program. 10- MOWBRAY, D. L. (1988) Pesticide use in the South Pacific. Nairobi, UNEP (UNEP REGIONAL Seas Reports and Studies, No. 89). 11- WHO (1978 b) Multilevel Course on the safe use of pesticides and on the diagnosis and treatment of Posticide poisoning. Course manul. 12- Walfsie JH Winter GD: Statistical analysis of normal human red blood Cell and Plasma cholinesterase activity Values, Am Ind Hys Assoc J 6:43, 1952.
دفعات مشاهده: 693 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله سلامت کار ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | Iran Occupational Health

Designed & Developed by : Yektaweb