زمینه و هدف: صدا خطر شغلی معمول در گستره وسیعی از محیط های کاری بخصوص صنایع نفت و گاز و شرکتهای مرتبط محسوب می شود.
روش بررسی:در فاز اول این مطالعه ، صداسنجی محیطی طبق متد استاندارد ISO۹۶۱۲ انجام و در فاز بعدی آن دزیمتری کوتاه مدت بمدت دو ساعت بهنگام حضور افراد در سایت صورت گرفت . سپس مقدار حاصله به دز ۴ ساعت تبدیل و در نهایت از عدد حاصله بهمراه تراز معادل اندازه گیری شده در اتاق استراحت استفاده گردید تا تراز معادل ۸ ساعته تعیین شود.
یافته ها: با مقایسه نتایج بدست آمده مشخص گردید که واحد هوا ازمجموع سه واحد آب ، هوا و نیروگاه با میانگین تراز فشار صوت ۸۸,۸۹ دسی بل Aو بخش فشرده سازی آن با میانگین تراز فشار صوت ۹۳.۲۸ دسی بل Aدر بین سایر قسمتهای این مجتمع از تراز لحظه ای بالاتری برخوردار هستند. نتایج حاصل از دزیمتری این واحد نیز موید همین مطلب است که واحد هوا یکی از حادترین شرایط را از دیدگاه آلودگی صوتی در بین واحد های دیگر دارا می باشد.
نتیجه گیری: در کل مجتمع حدود ۸,۸ % از مجموع ایستگاههای اندازه گیری در محدوده خطر و بیش از ۷۴% از آنها در محدوه احتیاط قرار داشت که همگی این مطالب ضرورت شناسایی منابع اصلی صدا ساز و اولویت بندی بخشهای مختلف این مجتمع جهت اجرای طرح های کنترل آلودگی را تایید می نماید
زمینه و هدف: نوفه یا صدای محل کار از علل عمده ایجاد کم شنوایی و وزوزگوش است. در مطالعه حاضر، ضمن بررسی ویژگی های آکوستیکی وزوز، ارتباط آنها با کم شنوایی و عصبانیت افراد بررسی گردید.
روش بررسی: مطالعه حاضر روی ۵۶ کارگر مرد در محدوده سنی۴۰ تا ۵۶ سال، شامل ۲۸ فرد دچار وزوزگوش و کم شنوایی با سابقه طولانی کار در محیط با نوفه بیش از حد مجاز و ۲۸ فرد شاهد همگن با شنوایی هنجار انجام شد. کم شنوایی افراد از نوع حسی-عصبی نزولی در حد متوسط و متقارن در دو گوش بود. ویژگی های آکوستیکی و تاثیرات وزوزگوش از طریق تاریخچه گیری پرسیده شد و آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی برای کلیه افراد انجام شد.
یافته ها: زیر و بمی صدای وزوز اکثر افرد در محدوده فرکانس های بالا، بلندی وزوز بیشتر در حد متوسط، نوع وزوز ممتد و بیشتر با بلندی ثابت، آزاردهندگی وزوز بیشتر در حد متوسط تا زیاد، و وزوز بیش از همه بر خواب و تمرکز افراد تاثیر داشت. بین آستانه شنوایی در فرکانس ۴۰۰۰ هرتز و مشخصات آکوستیکی وزوز، ارتباط معناداری وجود داشت (۰۰۲/۰> p ). همچنین وزوزگوش در تقویت شخصیت عصبانی در افراد، موثر بود (۰۴۷/۰> p ). بین دو گروه در امتیاز آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی، اختلاف معناداری مشاهده شد (۰۲۵/۰> p ).
نتیجه گیری: مطالعه حاضر، تاثیر کم شنوایی و وزوزگوش بر شناخت، و ارتباط مشخصات آکوستیکی وزوز با میزان کم شنوایی و تقویت عصبانیت در افراد در معرض صدای محیط کار را نشان داد.
زمینه و هدف: درصنعت فولاد دمندههای هوا که جهت تامین هوای فشرده مورد استفاده قرار میگیرند یکی از منابع صوتی آزاردهنده محسوب می شوند. هدف این مطالعه اتاقکسازی به منظور کنترل صدای دستگاه دمنده هوا در یک صنعت فولاد بود.
روش بررسی: اندازهگیری تراز صدا همراه با تجزیه فرکانسی آن با استفاده از ترازسنج مدلCASELLA-Cell,۴۵۰، صورت گرفت. دزیمتری به منظور برآورد میزان مواجهه کارگران با استفاده از دزیمتر مدلTES-۱۳۴۵ انجام گردید. برآورد تراز توان صوت دستگاه در شبکه Lin بر اساس ایزو ۳۷۴۶ انجام گردید.توزیع تراز صدای انتشار یافته از منبع بصورت نقشه صوتی با استفاده از نرم افزار Surfer تهیه گردید. تحلیل آکوستیکی محیط بر مبنای ویژگیهای جذب صوتی سطوح صورت گرفت. در نهایت به منظور کنترل صدا یک اتاقک با دیواره فشرده ساندویچی برای دمنده طراحی و میزان تاثیر مداخله برآورد گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد تراز کلی فشار صوت دمنده dB(Lin)۴/۹۵ و فرکانس غالب آن Hz۲۰۰۰ در شبکه خطی Lin است. علاوه بر این تراز توان صوت دستگاه دمنده در فرکانس غالبdB ۹/۱۰۲ تعیین گردید. میزان سطح جذب موثر صوتی سطوح داخلی سالن مذکوربرابر با ۰۸۲/۰ و میانگین میزان مواجهه شغلی با صدا بر مبنای دز صدای دریافتی معادل ۲۳۰درصد تعیین گردید. با طراحی اتاقک با لایه عایق اصلی از نوع ورق فولادی و لایه پشم شیشه و ورق پانچ به عنوان جاذب در سطح داخلی دیواره آن، افت انتقال عملی صوت در فرکانس غالب با در نظر گرفتن ۰۰۱/۰ نشتی در حدود dB۳۰ برآورد گردید.
نتیجهگیری: عامل اصلی ایجاد صدا در دستگاه دمنده هوا گیربکس و کمپرسور بوده که به دلیل عملکرد روتور و چرخ دندههای مارپیچی در قسمت گیربکس و ایجاد فعل و انفعال بین جریان حرکت هوا در طول پرههای دوار و ثابت در داخل کمپرسور ایجاد میگردد، که با طراحی اتاقک میزان دز صدای دریافتی کارگران به کمتر از ۲۰ درصد کاهش مییابد. کلید واژهها: اتاقک سازی، دمنده هوا، کنترل صدا، تحلیل آکوستیکی، صنعت فولاد
زمینه و هدف: مواجهه بیش از اندازه با صدا یک خطر جدی برای سلامت شنوایی کارگران صنعتی مطرح است. در این مطالعه اختلالات افت شنوایی در یک صنعت نیشکر در استان خوزستان بررسی می شود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی– تحلیلی، وضعیت شنوایی ۲۶۵ نفر از کارکنان، شامل کارگران بخش های مختلف و کارکنان بخش اداری، از نظر میزان کاهش شنوایی گوش چپ، راست و هر دو گوش در فرکانس های اکتاوی (۵۰۰- ۶۰۰۰ هرتز) مورد بررسی قرار گرفت، در این پژوهش علاوه بر فاکتورهای تاثیر گذار در بروز افت شنوایی مانند سابقه کار، سن، توجه ویژه ای به میزان تراز صدا در بروز افت شنوایی شده است و نتایج حاصله با استاندارد های مختلف در این رابطه مقایسه شد.
یافته ها: رانندگان ماشین آلات کشاورزی و اپراتورهای ماشین آلات صنعتی که به ترتیب با صدای ۹۰ و ۸۵ دسی بل در تماس هستند بالاترین میزان افت شنوایی را دارند. بالاترین میزان افت شنوایی برابر با ۴/۷ ±۰/۲۴ می باشد، که در تماس با صدای ۹۵ دسی بل بوده است. با افزایش یک واحد در میزان صدای محیط وقتی دیگر متغیرها ثابتند متوسط افت شنوایی به اندازه ۴۶/۰ افزایش می یابد. میانگین آستانه شنوایی در فرکانس های ۶۰۰۰ و ۴۰۰۰ بیشتر از سایر فرکانس ها بود
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق، در تایید استانداردهای مربوطه و مخصوصا ISO ۱۹۹۹ می باشد. شروع افت شنوایی در فرکانس ۴۰۰۰ هرتز می باشد. متغیر صدا در این مدل بیشترین تأثیر و سابقه کار تاثیر معناداری از نظر آماری ندارد. کلمات کلیدی صدا- افت شنوایی- صنعت نیشکر- فرکانس- استانداردهای افت شنوایی
زمینه و هدف: میدان مغناطیسی با فرکانس بی نهایت کم (ELF) قسمتی از امواج رادیویی با گستره فرکانسی Hz۳۰۰-۳ میباشد. میانگین مواجهه با میدان مغناطیسی در مشاغل الکتریکی بالاتر از دیگر مشاغل مثل کارهای دفتری است. برهم کنش بین میدانهای مغناطیسی تولید شده توسط خطوط، پستها و دیگر تجهیزات تولید میدان با ارگانیسمهای زنده هنوز مورد بحث و تحقیق دانشمندان است.
روش و بررسی: به منظور اندازه گیری میدان مغناطیسی از دستگاه اندازه گیری سه جهته ۱۳۹۴ TES-استفاده گردید. اندازه گیری میدان بر اساس استاندارد ۱۹۹۴-۶۴۴ IEEE std انجام شد. در ابتدا تمامی منابع ایجاد میدان مغناطیسی در نیروگاه مشخص گردید، سپس در مجاورت و محیط اطراف منابع ایستگاههای اندازه گیری مشخص گردید.گروههای شغلی که با میدانهای مغناطیسی مواجهه داشتند مشخص گردید تا حداکثر مقدار مواجهه آنها مشخص، سپس با استاندارد کشوری۸۵۶۷ ISIRI مقایسه گردد.
یافته ها: حداکثر و حداقل مقادیر چگالی شار مغناطیسی به ترتیب در مجاورت ژنراتورها ( ۶/۱۷) و کابلهای برق Kv ۶۳ ( ۰۳/۱) اندازه گیری شد. میانگین چگالی شار مغناطیسی در مجاورت منابع ساختمان ژنراتورها با دیگر منابع اختلاف معنا دار داشت. میانگین مقدار محیطی چگالی شار مغناطیسی در پست Kv ۲۳۰ ( ۵۸/۱)از دیگر محیطها بیشتر بود. حداکثر مواجهه در گروههای شغلی مربوط به بهره برداران سالن ژنراتورها ( ۶/۱۷) بود.
نتیجه گیری: نتایج سنجش میدانی چگالی شار مغناطیسی در مجاورت منابع با دیگر مطالعات انجام شده بجز در مورد اتاق کنترل هم خوانی داشت. حداکثر مواجهات در هیچ یک از گرو های شغلی از مقدار استاندارد بالاتر نبود
زمینه و هدف: سطوح بالای صدا که اغلب کاربران ماشینهای کشاورزی برای زمان طولانی در معرض آن هستند سهم عمدهای در خستگی آنها دارد و ممکن است باعث آسیبهای شنوایی برگشتناپذیر شود. به همین دلیل، ایمنی و سلامت شغلی حاصل از کار با این ماشینها باید به عنوان یک معیار اساسی در طراحی ماشینهای کشاورزی و عامل تعیینکننده در پذیرش و فروش آنها تلقی شود. در این تحقیق تاثیر تعدادی از عوامل کاری بر تراز فشار صوت دو نوع کمباین متداول در ایران بررسی شده است.
روش بررسی: بر این اساس تراز فشار صوت کمباینهای جاندیر ۱۰۵۵ و سمپو ۳۰۶۵ در موقعیتهای گوش کاربر، فاصله ۵/۷ و ۲۰ متری دستگاه مورد ارزیابی قرار گرفتند. اندازهگیری با استفاده از میکروفن MP۲۰۱، پیش تقویت کننده MA۲۳۱ و سامانه جمعآوری اطلاعات MC۳۰۲۲ انجام گرفت. آزمایشات به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی و در چهار تکرار انجام شدند و نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش ۱۷ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که سطوح مختلف متغیرهای نسبت دنده، نوع عملیات، دور موتور و فاصله میکروفن بر تراز فشار صوت کمباینها در سطح احتمال ۱% اختلاف معنیداری را نشان دادهاند. هم چنین نتایج نشان میدهد که تراز فشار صوت در کمباینهای فاقد کابین در موقعیت گوش کاربر در مقایسه با سایر موقعیتها بیشتر است. استفاده از کابین در کمباین سمپو و جاندیر تراز فشار صوت را به ترتیب به میزان ۶۷/۵ و ۳۹/۹ دسیبل کاهش میدهد.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد وجود کابین در هر دو نوع کمباین، تاثیر قابل توجهی بر کاهش تراز فشار صوت داشت که در این میان استفاده از کابین در کمباین جاندیر در مقایسه با کمباین سمپو، تراز فشار صوت را به میزان بیشتری کاهش داد. البته آن چه که مسلم است تعداد کثیری از کمباینهایی که در حال حاضر در نقاط مختلف کشور استفاده میشوند فاقد کابین میباشند. در خصوص چنین کمباینهایی، استفاده از وسایل حفاظت شنوایی کاملا ضروری است.
زمینه و هدف: صدا به عنوان یک عامل فیزیکی زیان آور، از معضلات اساسی دنیای صنعتی بوده و تعداد قابل توجهی از افراد، از آزار ناشی از آن در مخاطره اند. یکی از پیامدهای منفی مواجهه با صدا، اختلال در خواب می باشد. خواب به عنوان عاملی مهم در سلامت و رفاه افراد بوده که تنزل در کمیت و کیفیت آن، می تواند سلامت و ایمنی فرد و اطرافیان را به خطر بیاندازد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین صدا و کیفیت خواب، در کارگران یکی از صنایع لبنی اجرا شده است.
روش بررسی: در مطالعه حاضر که به صورت توصیفی شاهد – موردی انجام پذیرفت، ۸۶ نفر از پرسنل شاغل در یکی از کارخانه های صنعتی، در دو گروه مورد و شاهد، شرکت داشتند. عوامل مداخله گر از طریق پرسشنامه محقق ساخته شناسایی گردید و برای تعیین مقدار صدا و کیفیت خواب افراد از دستگاه صداسنج CEL-۴۵۰ و پرسشنامه استاندارد پیتزبورگ استفاده گردید.
یافتهها: میانگین میزان مواجهه با صدا در افراد گروه مورد و شاهد به ترتیب ۳۶/۲ ±۳۱/۸۳ و ۱۲/۵±۹۱/۵۶ دسی بل و نمره حاصل از پرسشنامه کیفیت خواب نیز، در افراد گروه در معرض صدا ۱۹/۶ و در گروه شاهد ۸۱/۳ حاصل شد که اختلاف معناداری درکیفیت خواب دو گروه مورد بررسی وجود داشت |(P<۰,۰۵).
نتیجهگیری: به نظر می رسد که مواجهه با صدای شغلی می تواند به عنوان عاملی تاثیرگذار در کاهش کیفیت خواب افراد در معرض باشد. با توجه به تاثیر کیفیت خواب بر عملکرد افراد و وضعیت سلامت روانی آن ها، لازم است که این جنبه از سلامتی افراد شاغل مورد توجه بیشتر قرار گیرد.
زمینه و هدف: نیروگاهها از جمله صنایع مهم کشور میباشند که دارای تنوع تجهیزات مولد صدا بوده و تعداد قابل توجهی از کارگران در آنها مشغول به کار میباشند. این افراد با سطوح مختلفی از صدای زیان آور مواجهه دارند. هدف از این مطالعه اتاقک سازی بهمنظور کنترل صدای دستگاه پمپ های تغذیه آب دیگ بخار در یک نیروگاه برق بوده است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی- تحلیلی و طرح مداخله در طبقه همکف واحد توربین یک نیروگاه حرارتی به دلیل آلودگی بالای صدا در بررسی اولیه، در سال ۱۳۹۳ انجام شد. تراز توان صوتی این منابع مطابق با استاندارد ۳۷۴۶ISO- برآورد گردید. برای تعیین توزیع تراز فشار صوت در محور عمودی برای منابع مورد بررسی از روش اندازهگیری و آنالیز فرکانس صدا شبکهای با استفاده از ترازسنج کالیبره شده TES ۱۳۵۸ در مقیاس کوچک و تحلیل درون یابی مقادیر با نرمافزار SURFER انجام گردید. در نهایت به منظور کنترل صدا یک اتاقک با دیواره لایه بندی شده به برای پمپ مذکور طراحی و میزان اثربخشی آن در کنترل صدا برآورد گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از آنالیز صدای پمپهای مورد بررسی نشان داد که فرکانس غالب صوت ۲۰۰۰ هرتز میباشد. نتایج حاصل از روش تفکیک صدا در محور عمودی منابع نیز مؤید آن است که پمپ اصلی و جعبه دنده دارای بیشترین سهم در انتشار صدای آن میباشند. همچنین نتایج نشان داد که پمپ اصلی, تراز توان صوتی ۱۰۷ دسیبل و جعبه دنده نیز ۱۰۸ دسیبل داشته است. طراحی اتاقک شامل محصورکنندهای با لایه اصلی از جنس فولاد و لایه داخلی از جنس فوم لاستیکی بوده است. در این طراحی با احتساب یک درصد نشتی, تراز فشار صوت حاصل از بخشهای اصلی پمپ ۲۰ دسیبل کاهش خواهد یافت.
نتیجهگیری: با استفاده تکنیک اتاقکسازی پمپهای تغذیه کننده آب مربوط به بخش دیگ بخار نیروگاه، میتوان میزان مواجهه این شاغلین در معرض آلودگی صدا را به حد مجاز کاهش داد.
زمینه و هدف: صدا یکی از مهم ترین عوامل زیان آور محیط صنعتی به شمار می آید. اثرات مهم صدا بر سلامتی می توان به آسیب دستگاه شنوایی، اثرات بر روی اندام بینایی، اثرات عصبی و روانی، سیستم هورمونی، اثرات فیزیولوژیکی و اثرات ذهنی اشاره کرد. بدلیل اهمیت اثرات هورمونی صدا بر بدن، هدف این مطالعه اثر مصرف خوراکی پودر سیر بر تغییرات سطح گلوکز ، کورتیزول و وزن بدن موش سوری نر دیابتی مواجهه یافته با صدا بود.
روش بررسی: ۳۶ موش سوری نر بالغ بصورت تصادفی به چهارگروه تجربی و دو گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی شامل گروه غیر دیابتی مواجهه با صدا و به همراه جیره حاوی یک درصد پودر سیر، گروه دیابتی(با تزریق داروی استرپتوزوتوسین به میزان (mg/kg۶۰ ) ) در معرض صدا فوق الذکر و با جیره حاوی یک درصد پودر سیر بودند. صدا توسط نرم افزار Cool Editبه مدت ۳۰ روز و هر روز به مدت ۸ ساعت انجام گرفت. در پایان دوره مواجهه، موش های هر گروه ۲۴ ساعت پس از مواجهه با صدا در حالت ناشتا میزان هورمون کورتیزول و سطح قند خون انداه گیری شد.
یافته ها: این تحقیق نشان دادکه سطح گلوکز در نمونه های غیر دیابتی و دیابتی تحت مواجهه صدا در مقایسه با نمونه های شاهد اختلاف معناداری (۰۰۲/۰>P) دارند. همچنین سطح کورتیزول در نمونه های غیر دیابتی و دیابتی تحت مواجهه صدا در مقایسه با نمونه های شاهد اختلاف معناداری (۰۰۲/۰>P) نشان داد.
نتیجه گیری: مواجهه با صدا ۹۰ دسی بل در گستره فرکانسی ۵۷۰۰-۷۰۰ هرتز می تواند باعث افزایش سطح سرمی گلوکز و کورتیزول را تقویت نماید. و پودر سیر در کاهش میزان هورمونهای کورتیزول و قند خون در طی این دوره مواجهه اثری نداشت.
زمینه وهدف: میزان کاهندگی اسمی صدای شرکت های سازنده می تواند در مقایسه با میزان کاهندگی واقعی آنها متفاوت باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین قدرت کاهندگی واقعی صدای گوشی های حفاظتی رایج در کشور بر مبنای روش میکروفن داخل گوش در شرایط واقعی محیط کار انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی پنج مدل گوشی ایرماف، در دو نوع محیط صنعتی با ماهیت صدای متفاوت روی ۵۰ کارگر که بصورت تصادفی انتخاب شدند، بررسی گردید. قدرت کاهندگی گوشی ها بر مبنای روش میکروفن داخل گوش طبق استاندارد ISO ۱۱۹۰۴ توسط دستگاه دزیمتر SV۱۰۲ شرکت SVANTEK مجهز به میکروفن SV ۲۵ قابل نصب در داخل گوش اندازه گیری گردید. علاوه براین، ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد کارکنان درخصوص حفاظت شنوایی توسط پرسشنامه محقق ساخت تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار spss۲۱ مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: مستقل از نوع صدای در مواجهه، مقادیر افت جایگذاری واقعی گوشی ها در فرکانس های یک اکتاوباند کمتر از مقادیر اسمی افت جایگذاری بود. علاوه براین مقادیر کاهندگی واقعی صدا گوشی ها در مواجهه با صدای با فرکانس غالب پایین کمتر از مقادیر کاهندگی اسمی بود (۰۵/۰ p<). مقادیر کاهندگی واقعی گوشی هادر مواجهه با صدای با فرکانس غالب بالا بیشتر از مقادیر کاهندگی اسمی بود (۰۵/۰> p). میزان شاخص دانش ، نگرش و عملکرد کارگران نیز در خصوص حفاظت شنوایی در سطح قابل قبولی قرار داشت.
نتیجه گیری: ماهیت فرکانسی صدای محیط بر مقدار کاهندگی واقعی صدای قابل حصول از گوشی ها بسیار تاثیر گذار است. از این رو داشتن اطلاعات تجزیه فرکانسی صدای محیط برای انتخاب گوشی های حفاظتی بسیار حیاتی است. روش میدانی میکروفن داخل گوش توانست اندازه گیری سریع و ساده قدرت کاهندگی صدا گوشی را به طور مطلوب در شرایط واقعی محیط صنعتی تسهیل نماید.
زمینه و هدف: تخلیه هوای فشرده از نازل های مرسوم تک شکاف یا لوله های باز یکی از صدا های جت شایع در صنایع است. هدف از این مطالعه طراحی و ساخت نازل جت چندگانه به عنوان جایگزینی برای نازل تک شکاف تفنگ های بادپاش با هدف کنترل صدا است.
روش بررسی: یکی از رایجترین تفنگ های بادپاش تجاری مجهز به نازل مرسوم تک شکاف به عنوان مرجع انتخاب شد. طرح سه بعدی نازل جت چندگانه با روزنه های متعدد و کوچکتر با نرم افزار Solid Works ترسیم شد و ساخت آن با پرینتر سه بعدی صورت گرفت. اندازه گیری و آنالیز فرکانس صوتی با صداسنج مدل Cassella Cell ۴۵۰ انجام شد. به منظور کاهش بازتاب های ایجاد شده در محیط اندازه گیری از فوم های جاذب صدا استفاده شد. نیروی هوا با استفاده از ترازوی دیجیتال در فاصله ۳۰ سانتی متری از نازل ها اندازه گیری شد.
یافته ها: تراز فشار صوت نازل جت چند گانه به طور قابل توجهی کمتر از نازل مرسوم اندازه گیری شد( ۰۴/۰ P Value< ). متوسط تراز فشار صوت نازل جت چندگانه در سه زاویه ۳۰، ۹۰ و ۱۳۵ درجه به ترتیب ۷۵، ۷۶ و ۷۶ دسی بل A در فشار ۲ ، ۴ و ۶ بار اندازه گیری شد، که در مقایسه با نازل مرسوم با تراز فشار صوت ۷۸، ۸۳,۳ و۸۶.۳ دسی بل A کاهش قابل توجهی را نشان داد. کاهش صدای نازل جت چندگانه در فرکانس های بالاتر از ۵۰۰ هرتز قابل توجه بود. متوسط نیروی هوای اعمال شده توسط نازل مرسوم و نازل جت چندگانه در فشار ۲ ، ۴ و ۶ بار به ترتیب ۱,۳۴ و ۱.۱۹ نیوتن اندازه گیری و اختلاف قابل توجهی بین آنها مشاهده نشد. ( ۷/۰ = P Value ).
نتیجه گیری: نازل جت چند گانه با تراز فشار صوت کمتر و نیروی تقریبآ برابر با نازل تک شکاف می تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای کاهش صدا در تفنگ های باد پاش در نظر گرفته شود.
زمینه و هدف: مواجهه با صدا خطر شغلی معمول در گستره وسیعی از محیط های کاری بخصوص صنایع نفت و گاز و شرکت های مرتبط محسوب می شود. این مطالعه در سال ۱۳۹۴ و با هدف ارزیابی صدای محیطی قبل و بعد از انجام اقدامات اصلاحی در ۱۱ واحد عملیاتی بخش مخازن و نقل و انتقال مواد نفتی شرکت پالایش نفت آبادان صورت گرفت.
روش کار: در ابتدای پژوهش اطلاعات اولیه شامل محل استقرار منابع صوتی و شرایط عملیاتی تجهیزات جمع آوری شد. اندازه گیری صدا بر اساس استاندارد ISO ۹۶۱۲ به روش شبکه بندی قبل و بعد از انجام اقدامات اصلاحی شامل تعمیر و یا تعویض قطعات معیوب و فرسوده و یا روغنکاری قطعات متحرک و با استفاده از صدا سنج مدل SLM CEL۴۹۰ و مدل کالیبراتور CEL-۱۱۰/۱ ساخت شرکت casella انجام شد .
یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه واحد NTA دارای بیشترین میزان آلودگی صوتی (۹۷دسی بل) و واحد مخازن کروی دارای کمترین میزان آلودگی صوتی (۸۲ دسی بل) بود. از کل ۵۲۳ ایستگاه اندازه گیری شده در این مطالعه ۱۱۵ ایستگاه دارای تراز فشار صوت بیش از ۸۵ دسی بل ، ۳۷۳ ایستگاه دارای تراز فشار صوت بین ۶۵ تا ۸۵ دسی بل و ۳۰ ایستگاه دارای تراز فشار صوت کمتر از ۶۵ دسی بل است. نتایج اندازه گیری بعد از انجام اقدامات اصلاحی نشان داد که واحد تلمبه خانه نفت ۱ به میزان ۳۹/۲دسی بل، واحد کنترل سنتر به میزان ۷/۱ دسی بل، واحد تلمبه خانه نفت چرک ۰,۹۸دسی بل واحد NTA به میزان ۰۸/۰ دسی بل کاهش تراز فشارصوت میانگین داشته اند.
نتیجه گیری: اندازه گیری های محیطی صدا نشان داد که واحد NTA یکی از حادترین شرایط را از دیدگاه آلودگی صوتی در بین واحدهای دیگر دارا می باشد. این مطالب موید ضرورت شناسایی منابع اصلی صداساز و اولویت بندی بخش های مختلف این واحد صنعتی جهت اجرای طرح های کنترل مهندسی آلودگی می باشد.
زمینه و هدف: از مهمترین عوامل بروز حوادث شغلی و بهطور کل خطای انسانی، صدای محل کار است. علاوه بر اینکه از علل عمده ایجاد کم شنوایی و وزوز گوش است، از مـؤثرترین عوامـل برونزاد تأثیرگـذار بـرمکانیزمهای پردازشی مغز است. پاسخ انسان به صدا و موج انفجار و تغییر فشار هوا نگرانی عمده فعالیت در معدن است. مواد منفجره برای شکستن سنگ استفاده می شود و از این فرآیند به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند استخراج معادن یاد می شود. با این حال ، این روش ارزان شکستن سنگ دارای معایب ذاتی و همراه با نگرانیهای جدی در مورد محیط زیست و ایمنی پرسنل است. انفجار در معادن با استفاده از انبوه مواد منفجره که مشخص می شود بسیار پرخطر است. کارگران آتشکار به مانند افراد درگیر در یک منطقه جنگی بطور مداوم در معرض انفجارها قرار دارند. با این حال، سنجیدن اثربخشی این شرایط و یک رویداد خاص دشوار است. پاسخ فیزیولوژیکی به انفجار که کاملا در زمان گذرا است با گوش به عنوان یکی از آسیب پذیرترین اعضای بدن مورد ارزیابی قرار میگیرد. از بررسی های گذشته نتیجه گرفته می شود که پاسخ های شنیداری نه تنها به فشار هوا بلکه به ضربه و جهت بدن نیز کاملا بستگی دارد. واقعیت آن است که ماهیت و مدت زمان ارتعاشات تولید شده عادی با آنچه که توسط یک انفجار ایجاد می شود متفاوت است. علاوه بر این ، انفجار معدن با پارامترهای اختلالی بیشتری همراه است. تحت چنین شرایط، این که آیا استانداردهای ارتعاش باید به طور کلی برای انفجار در معادن استفاده شود ، به ویژه هنگامی که در بعضی موارد آسیب های مغزی خفیف مشاهده می شود ، جای تردید دارد. بطور مشابه تقریباً تمام مطالعاتی که در مورد تأثیر انفجار بر مغز سربازان تأیید شده ، تأیید کردند که سربازان از آسیب مغزی رنج می برند که ناشی از انفجار و امواج صوتی است. آنها شرح مفصلی از پاسخ جامعه به انفجارهای نظامی می دهند اما مطالعات بسیار کمی در رابطه با این موضوع وجود دارد که اثرات مستقیم فیزیولوژی به طور کلی و مغز به ویژه به دلیل انفجار معدن و تغییرات فشار هوا را در بربگیرد. ایده این مطالعه ، تعیین هرگونه تغییر در مغز انسان به دلیل پاسخ فوری مغز به این فعالیت در معادن و اطراف آن است. این داده ها برای پیش بینی تأثیر محرک مستقیم بر فیزیولوژی انسان و پاسخ وابسته به آن میتواند مورد استفاده قرار بگیرد. در مطالعه حاضر، واکنش مغزی پرسنل آتشکار و افراد عادی هنگام مواجهه با صوت انفجار موردبررسی قرارگرفته است.
روش بررسی: محدودیت هایی برای تست وجود دارد. (۱) شرایط صدا را فقط در آزمون می توان ثابت نگه داشت، زیرا تغییرات قابل توجهی در پارامترهای مختلف درگیر در محیط واقعی وجود دارد. (۲) فقط یک دستگاه EEG برای ضبط پاسخ های یک نفر در زمان مشخص وجود دارد. (۳) حمل و استفاده از تجهیزات تست در مکان های واقعی دشوار است. آزمایشی که در این مقاله ارائه داده میشود شدت پاسخ های مغز شرکت کنندگان را با محرک صدایی یک انفجار شدید بررسی میکند. صدایی با خصوصیات مشابه انفجارها در دنیای واقعی تولید شده است. این سیگنال اکوستیکی از نظر مدت و شدت منطبق بر رویه معمول در ادبیات موضوع استفاده می شود. این تحقیق یک پژوهش مداخلهای است که به دلیل پیچیده بودن فرایند برداشت و پردازش سیگنال، بر روی پنج نفر پرسنل دانشگاه، بهعنوان نماینده جامعهای که هیچگاه در معرض امواج انفجار نبودهاند و پنج نفر آتشکار شاغل در معادن مختلف انجام شد. الکتروانسفالوگرام (EEG) پتانسیل بسیار خوبی برای اندازه گیری کمی حالات انسانی دارد. EEG ضبط سیگنال الکتریکی از پوست سر است که با عمل نورون ها در مغز ایجاد می شود. این کار می تواند با استفاده از الکترودهای در اتصال به پوست سر انجام شود. در نتیجه فعال شدن سیستم عصبی مرکزی با سیگنال EEG دریافت شده و تجلی پیدا می کند. با در نظر گرفتن منابع انسانی و تجربی در دسترس و تجزیه و تحلیل پیچیده این سیگنالها، آزمایش ها در مقیاس وسیعی نیستند که برای تولید بانک داده طراحی شده باشد. کل مشارکتکنندگان در آزمایش در بازه سنی ۳۲ تا ۴۲ سالگی (میانگین ۳۷ سال و انحراف معیار ۱.۵ سال) قرار داشتند و از سلامت عمومی جسمانی برخوردار بودند. این مطالعه توسط کمیته علمی آزمایشگاه تحقیقاتی تمرینات اصلاحی و توانبخشی دانشگاه صنعتی شاهرود مطابق پروتکل مصوب تأیید شده است. ویژگیهای آکوستیکی و تأثیرات وزوز گوش از طریق تاریخچه گیری پرسیده شد و آزمون معاینه مختصر وضعیت شناختی برای کلیه افراد انجام شد. برای این منظور از امواج مغز که بهصورت سیگنالهای مغزی (EEG) ثبتشدهاند، بهره گرفته شد. کلاهک برداشت سیگنالهای EEG هشت کانالی بوده و کانالها به نحوی جایگذاری شدند که حواس مختلف اشخاص، شامل حواس حرکتی، گفتاری، شنیداری، بینایی و غیرارادی موردبررسی قرار گیرند. هشت الکترود در محل قرارگیریFp۱ ، Fp۲ ، C۳ ، C۴ ، T۳ ، T۴ ، O۱ ، O۲ روی پوست سر انتخاب شد. A۱ و A۲ الکترودهای گوش بعنوان مرجع هستند و الکترودهای مرتبط با زمین نیز وصل شدند. آزمایش بهاینترتیب طراحی شد که سیگنالها در حالتی ثبت شدند که ناگهان و بدون اطلاع قبلی، صوت انفجار پخش میشد. از تجزیه موجک برای بررسی نحوه متفاوت مغز استفاده شده است. پاسخ لوبها به صدای انفجار و نشان دادن تفاوت بین پاسخ ها در گروه های مختلف افراد ، یعنی کارکنان (دانشگاه) و کارگران معدن بنا به سطح انفجار بسیار راهگشا است. موجک یک تابع ریاضی است که برای تقسیم سیگنال زمان پیوسته به اجزای مقیاس مختلف استفاده می شود. معمولاً می توان محدوده فرکانس را به مؤلفه مقیاس اختصاص داد. سپس هر مؤلفه را می توان با وضوح مطابق با مقیاس آن مورد مطالعه قرار داد. در اینجا در هر سطح از تجزیه موجک، سیگنال به دو بخش تقسیم می شود: باند با فرکانس پایین یا تقریبی، و باند با جزئیات دقیق با فرکانس بالا؛ که هر یک از آنها حاوی باند نیمی از فرکانس سیگنال است.
یافتهها: باند فرکانس های مختلف سیگنال های EEG نماینده رفتار شناختی مغز هستند. این تحقیق شامل استفاده از روش مبتنی بر فرکانس زمان برای اندازه گیری همزمانی فاز الکتروانسفالوگرام (EEG) است در این پروژه فرکانس نمونه برداری بالاتر از حد مورد نیاز توسط سخت افزار ۵۰۰ هرتز تنظیم شده است. سیگنال های EEG می توانند توسط آرتیفکتهای بیرونی و ذاتی دچاراختلال شوند که سیگنال مورد نظر را مبهم میکنند. اختلالات اضافی به مانند صداها و سیگنالهایی هستند که از یک منبع خارجی به جای فیزیولوژی بدن ظاهر میشوند. نویز محیطی و نویز قطعات الکتریکی در EEG از طرف دیگر ، آثار دیگری از خطا را ایجاد و تقویت می کند. تمام این خطاها بایستی با پردازش مناسب حذف شوند. بعدازآنکه سیگنال مغزی و زمان ارسال صوت در آزمایشها ثبت شد، مطالعه نشان داد که دو ویژگی برتر از سیگنالها بایستی استخراج شود. در تمام آزمایش ها مدت زمان واکنش در اثر انفجار کارگران و کارکنان یکسان بود. برای هر نمونه و هر الکترود ، یک ویژگی ثبت شده که در تست هایی که صدای انفجار پخش می شود، جمع آوری شده است. لازم به ذکر است که در بعضی موارد استخراج ویژگی غیرممکن است زیرا هیچ گونه تغییرپذیری قابل تشخیص با باند دلتا سیگنال در هنگام پخش صدای انفجار وجود ندارد. بر اساس این مطالعه، ما فرض کردیم که تغییرات در طیف توانی EEG در هنگام ارائه محرکهای شنوایی در مقایسه با شرایط استراحت بین افراد با و بدون تجربه در کارهای انفجار متفاوت خواهد بود. ما مقادیر قدرت را در باند فرکانسهای تتا ، آلفا و بتا تجزیه و تحلیل کردیم و اختلافات احتمالی بین گروه ها را در هر سه باند فرکانس آزمایش کردیم. گرادیان و زمان تغییرپذیری سیگنال، پیرو ارسال صوت انفجار بررسی شد. ملاحظه میشود واکنشهای پرسنل دانشگاه و آتشکاران در بعضی کانالهای برداشت سیگنال مشابه و در بعضی دیگر کاملاً متفاوتاند. در برخی دیگر از کانالها و حواس، واکنش افراد غیر آتشکار نسبت به صوت انفجار اینگونه بوده که سطح سیگنال افت کرده و سطح هوشیاری حرکتی و شنوایی آنها کاهشیافته است، هرچند در خصوص پرسنل آتشکاری، عکس این موضوع اتفاق افتاده است.
نتیجهگیری:چگونه عادات شغلی بر رفتار انسان تأثیر می گذارد؟ این یک سوال معمولی است که به طور مکرر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این مقاله بررسی رفتار کارگران درگیر با انفجار با تأکید بر سیگنالهای مغزی آنها است در حالیکه کارمندان دانشگاه، نماینده عموم مردم هستند که از انفجار دور هستند. با استفاده از این الگوریتم، ویژگیهای غیر طبیعی فعالیت الکتریکی مغز تشخیص داده شد. در مواردی سطح سیگنال EEG آتشکاران، برخلاف مردم عادی، به دنبال شنیدن صوت انفجار، افزایش مییابد که معرف افزایش سطح هوشیاری حرکتی، گفتاری و بینایی ایشان است. این در حالی است که از منظر حواس شنیداری و غیرارادی، تفاوت محسوسی بین دو گروه مشاهده نشد. در بعضی موارد هیچ تأثیری در عملکرد مغز وجود ندارد و پاسخ فیزیولوژیکی در محدوده مدنظر مشاهده نمی شود. در نتیجه ، مهم نیست که بدانند چه خواهد شد ،تماما وقتی صدای انفجار را شنیدند ، دچار وحشت شده اند. ازنظر زمان واکنش به صدای انفجار، در بسیاری موارد تفاوت معنیداری بین آنها وجود نداشت، بهجز در حواس حرکتی و گفتاری که واکنش افراد عادی بهمراتب سریعتر از آتشکاران بود. روایی اندازه گیری مبتنی بر EEG از طریق مقایسه با میزان به دست آمده از شواهد و سوابق کارگران، که به عنوان یک اندازه گیری فیزیکی قابل اعتماد از عملکرد پذیرفته شده است، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد کاربرد سیگنال EEG در اندازه گیری واکنش کارگران. به ویژه در کارهای آینده برای درک شرایط کارگران بسیار ارزشمند و مهم است. این مطالعه میتواند به دانش و درکی قابل اعتماد از واکنش ها در زمینه معدن کمک کند. در واقع این روش برای اندازه گیری مداوم عملکرد کارگران در هنگام کار با مواد منفجره در معدن ابزاری فراهم میکند.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله سلامت کار ایران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iran Occupational Health
Designed & Developed by : Yektaweb