جستجو در مقالات منتشر شده


۱۳ نتیجه برای افشاری

داوود افشاری، محمدرضا حافظی، مریم عمو زاده،
دوره ۲، شماره ۱ - ( پاييز و زمستان(شماره ۴و۳ ) ۱۳۸۴ )
چکیده
سمیه تاج دینان، داود افشاری، ،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده

  زمینه و هدف : توسعه صنایع و به­کارگیری روش­های نوین جهت افزایش تولید سبب شد که موضوع خطاهای انسانی شکل جدی­تری به خود بگیرد. بدین­منظور استفاده از روش­های شناسایی خطای انسانی و به­دنبال آن اتخاذ راه­کارهایی که بتوان به آنالیز خطای انسانی پرداخته و احتمال وقوع وشدت آن­ها را کاهش داد، بحث اصلی محافل علمی و صنعتی شده است . علاوه بر آن می­توان در نظر داشت که با روش­های مختلف ، شناسایی خطای انسانی ، ارزشیابی و کنترل آن­ها با دقت بهتری صورت می­گیرد و این فرآیند سه مرحله­ای هدف تحقیق می­باشد.

  روش بررسی : در این مطالعه اپیدمیولو ژ یک توصیفی با استفاده از دو روش SHERPA و HET ، به شناسایی خطاهای انسانی در اتاق کنترل دستگاه انکویلرکارخانه شماره ۳ شرکت لوله­سازی اهواز پرداخته شده است . در این مطالعه به­کارگیری دو روش ، به عبارتی دو دیدگاه شناسایی خطاهای انسانی صورت گرفته است. بدین منظور علاوه بر تکمیل پرسشنامه­های مربوط به دو روش ، مصاحبه با اپراتورهای کارخانه و مسئول ساخت و ریاست کارخانه صورت گرفت.

  یافته ها : اغلب خطاهای صورت گرفته واحتمالی در اتاق کنترل مربوط به خطاهای عملکردی می­باشد که در سطوح مختلف فراموشی ، انجام به شکل ناقص ، و زود یا دیر عمل کردن به وظیفه می­باشد.

  نتیجه­گیری : در واحد کنترل بیشترین درصد خطا به خطای عملکردی اختصاص یافته است . به­علاوه استفاده ی هم­زمان از دو روش به شکل مکمل کمک بزرگی به شناسایی خطاها می­کند.


داوود افشاری، عباس محمدی، آزاده ساکی، محبوبه موفق پور،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: شغل کمک پرستاری از مشاغلی است که در آن اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار از شیوع بالایی برخوردار است. در مطالعات اپیدمیولوژیکی ثابت شده است کمر‌درد بیشترین شیوع را در میان کمک پرستاران داشته است. هدف اصلی این مطالعه، بررسی پتانسیل آسیب‌های کمری مبتنی بر پایش پیوسته وضعیت‌های کمر در خمش به جلو و خمش به طرفین در کمک پرستاران یکی از بیمارستانهای استان خوزستان بود.

 روش بررسی: جامعه پژوهش شامل ۶۰ نفر از پرسنل مراقبت سلامت بیمارستان بود. به منظور تعیین میزان شیوع ناراحتی در ناحیه کمر در سال ۱۳۹۲ از پرسشنامه نوردیک استفاده شد. جهت پایش وضعیت‌های کمر از دستگاه شیب سنج الکترونیکی سه محوری قابل حمل استفاده شد. مدت زمان نمونه‌برداری برای هر فرد ۲ ساعت با فرکانس ۶/۷ هرتز تعیین شد. برای مقایسه میانگین درصد زمانی وضعیت‌های بدنی نامطلوب و طبیعی در بخش‌های مختلف بیمارستان از جدول تجزیه واریانس استفاده شد. به منظور ارتباط‌سنجی درصد زمانی وضعیت های نامطلوب و طبیعی با کمر‌درد از آزمون رگرسیون لجستیک استفاده گردید.

یافته ها: نتایج نشان داد شیوع کمر‌درد در بین کمک پرستاران در یک سال گذشته ۶۰ درصد بود. بیشترین و کمترین میانگین درصد زمانی برای وضعیت‌های بدنی نامطلوب در حالت خمش به جلو (بیش از ۲۰ درجه) به ترتیب در بخش داخلی ۶/۸۵ درصد و بخش جراحی زنان ۱/۱۳ درصد تعیین شد. وضعیت نامطلوب در حالت خمش به طرفین (بیش از ۲۰ درجه) در بخش ارتوپدی ۴/۶۸ درصد و در بخش جراحی مردان ۹/۷ درصد اندازه‌گیری شد.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از دستگاه شیب سنج الکترونیکی قابلیت ثبت پایش دائمی وضعیت‌های تنه را در دو صفحه ساجیتال و فرونتال داشته و جهت ارزیابی ریسک آسیب‌های کمری می‌تواند با دقت بالا و بدون تداخل با کار افراد به کار گرفته شود. همچنین نشان داده شد که میزان وضعیت کمر در کمک پرستاران از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و لازم است مداخلات ارگونومیکی به منظور کاهش بار کاری فیزیکی انجام شود.


محمد شکاری، داود افشاری،
دوره ۱۱، شماره ۶ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف : روش های آنالیز واسط برای ارزیابی واسط انسان-ماشین در یک سیستم، محصول یا وسیله خاص مورد استفاده قرار می گیرند. این روش ها را می توان برای ارزیابی تعدادی از جنبه های مختلفی که با یک واسط خاص مرتبط هستند مانند کاربردپذیری و رضایت مصرف کننده یا کاربر استفاده نمود. این مطالعه با هدف ارزیابی کاربردپذیری دو نوع سیستم کروماتوگرافی گازی که در آزمایشگاه یک شرکت پتروشیمی مورد استفاده قرار می گیرند، انجام پذیرفت.

 روش بررسی : در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی، کاربردپذیری دو نوع سیستم کروماتوگرافی گازی توسط کارشناسانی که با این دستگاه ها کار می کنند و مطابق با معیارهای سه گانه ی استانداردISO۹۲۴۱-۱۱ در خصوص کاربردپذیری مشتمل بر کارآیی، اثربخشی و رضایت مندی مورد ارزیابی قرار گرفتند. با استفاده از پرسشنامه ی SUS جان بروک، داده ها جمع آوری شده و به کمک نرم افزار SPSS آنالیز گردید.

یافته ها : نتایج این مطالعه نشان می دهد که هر دو سیستم دارای سطح قابل قبولی از کارآیی و اثربخشی هستند. در خصوص سطح رضایت مندی مشارکت کنندگان، در این ارزیابی سیستم دوم نسبت به سیستم اول نمره ی بهتری کسب کرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که میزان رضایت مندی مشارکت کنندگان از سیستم ها با سابقه کار آنها رابطه ی مستقیم دارد.

نتیجه گیری : برای انجام ارزیابی کاربردپذیری یک محصول ضرورت دارد که هم مقایسه ای با محصول دیگر صورت گیرد و هم هدفی مشخص گردد تا محصول را با آن هدف ممیزی نموده و درباره ی آن قضاوت کرد. پرسشنامه ی ده عبارتی SUS همچنان روشی سریع و معتبر برای تعیین کاربردپذیری می باشد. کلید واژه ها : کاربردپذیری ، سیستم کروماتوگرافی گازی، آزمایشگاه


داوود افشاری، مجید معتمدزاده، علیرضا سلطانیان،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف:مطالعات اپیدمیولوژیکی نشان داده اند که یک ارتباط معناداری بین پوسچرهای نامطلوب کمر و کمردرد در میان قالیبافان وجود دارد و از طرفی بین بارهای وارد بر کمر و پوسچرهای نامطلوب رابطه مستقیم وجود دارد.لذا هدف از این مطالعه تخمین بار فشاری تجمعی در میان قالیبافان در طول یک شیفت کاری بوده است.

 روش بررسی:در این مطالعه با انجام آنالیز شغل بر اساس فرایند کار، پوسچرهای نامطلوب کمر به ترتیب در۴ و ۹ نفر از قالیبافان مرد و زن با استفاده از شیب سنج الکترونیکی برای مدت ۴ ساعت مورد پایش قرار گرفت.میزان بار فشاری وارد بر مهره چهارم و پنجم کمر با استفاده از مدل دانشگاه میشگان تخمین زده شد و میزان بار فشاری تجمعی برای یک شیفت ۸ ساعته محاسبه شد.

یافته ها:بیشترین بار فشاری وارد بر L۴/L۵مربوط به وظیفه فشرده سازی گره ها بود.حداکثر بار فشاری تجمعی مربوط به زیر وظیفه بافت بود.میزان بار فشاری تجمعی در طول یک شیفت کاری در گروه مردان و زنان به ترتیب ۸/۲۱ و ۱۳/۱۳ مگانیوتن ثانیه تخمین زده شد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد علیرغم اینکه میزان بار فشاری در هر دو گروه جنسی پایین تر از حدود توصیه شده می باشد اما میزان بار فشاری تجمعی بخصوص در مردان بیش از حدود توصیه شده می باشد. لذا یافته های مطالعه نشان می دهد تخمین بار فشاری به تنهایی نمی تواند حاکی از وجود استرسهای فیزیکی وارد بر کمر باشد و تخمین بار تجمعی روزانه می تواند یک شاخص مهمی در پیشگیری از کمردرد های شغلی و مداخلات صحیح ارگونومیکی باشد.


مریم افشاری، معصومه افشاری، معصومه بهرامی، مهدی کنگاوری،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پوست از شایعترین سرطانها میباشد. علل شیوع بالای سرطان تماس مکرر با نور خورشید و تغییرات جوی از جمله تغییر لایه اوزون همراه با تغییر در عادتهای فردی و اجتماعی میباشد. با توجه به اهمیت سلامت کشاورزان و افزایش سرطان پوست در آنان، پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش عوامل پیشگیری کننده از سرطان پوست در کشاورزان شهرستان تویسرکان بر اساس تئوری انگیزش محافظت در سال ۱۳۹۳ انجام شد.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی،۲۰۰ نفر ‏ از کشاورزان روستایی ۱۸ تا ۶۰ سال، شهرستان تویسرکان که در معرض نور خورشید قرار داشتند به روش خوشه ای از بین چهار مرکز روستایی و خانه های بهداشت انتخاب شدند. داده ها به وسیله پرسشنامه ای که بر اساس تئوری انگیزش محافظت بود، به روش مصاحبه با کشاورزان جمع آوری و با نرم افزار ۲۱ SPSS تجزیه و تحلیل گردید.

یافته ها: کشاورزانی که از کرم ضد آفتاب، کلاه، دستکش و لباس پوشیده استفاده میکردند به ترتیب ۵/۳۱ ، ۵/۵۳ ، ۳  و ۶۵ درصد میباشند و ۸۱% کشاورزان از عینک اصلا استفاده نمیکردند. بین سابقه کار کشاورزی و میانگین نمره سازه های شدت و پاداش درک شده، همبستگی معنادار بود. همچنین بین رفتارهای پیشگیری و میانگین نمره سازه های ترس، شدت و پاداش و انگیزش محافظت درک شده همبستگی معنادار وجود داشت.

نتیجه گیری: با توجه به همبستگی بیشتر سازه های تئوری در ارتباط با استفاده از وسائل حفاطتی در مقابل اشعه آفتاب، طراحی برنامه های آموزشی و ارتقاءسلامت با استفاده از این تئوری جهت افزایش انگیزش کشاورزان برای استفاده از وسائل حفاظتی مورد تاکید میباشد.


مریم افشاری، غلام حیدر تیموری، معصومه افشاری، بهرام کوهنورد، حسن اسمعیل پور، مهدی کنگاوری،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت باعث کسب ظرفیت ها و ادراک اساسی از اطلاعات سلامت و خدمات برای افراد می باشد، تا بتوانند تصمیمات سلامتی را اتخاذ نمایند. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین سواد سلامت کارگران یکی از شرکت های قطعه سازی ایران خودرو در سال ۱۳۹۴ اجراء گردید.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، ۱۵۷ نفر ‏از کارگران، شرکت مهرکام پارس در سال ۱۳۹۴ به روش تصادفی طبقه ای متناسب در هر کارگاه انتخاب شدند. سپس از طریق نمونه گیری تصادفی ساده، افراد وارد مطالعه شدند. پرسشنامه از طریق خودگزارش دهی توسط کارگران تکمیل شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سواد سلامت بزرگسالان ایرانی (HELIA) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS۲۱ تجزیه و تحلیل گردید.

یافته ها: افراد مورد مطالعه از نظر دسترسی به اطلاعات سلامت، ۷۹% دسترسی ناکافی، ۱/۵۶% مهارت خواندن ضعیف داشتند. در خصوص فهم ۱/۷۷% وضعیت خوبی نداشتند. در ارزیابی، بطور متوسط نیمی از افراد دارای سطح سواد سلامت نه چندان کافی و کافی بودند (به ترتیب ۹/۲۲% و ۴/۲۰%). در کاربرد اطلاعات سلامت ۸/۶۱% دارای سطح سواد ناکافی بودند. فهم و ارزیابی اثر مستقیم بر میانگین نمره کاربرد اطلاعات دارد. بطوری که فهم و ارزیابی پیش گویی کننده های مناسبی برای کاربرد اطلاعات سلامت بودند.

نتیجه گیری: بطور کلی سواد سلامت در افراد نامطلوب بود. این موضوع توجه بیشتر به سواد سلامت را در برنامه‌های آموزشی و مداخله ای نشان می دهد. لازم است بدین منظور برنامه‌های جامع، رسانه‌ها و مواد آموزشی ساده و قابل‌فهم طراحی و بکار رود.


داود افشاری، سید محمود لطیفی، سمیرا کرد،
دوره ۱۴، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف: حدود مجاز باربرداری ایران به عنوان یک ابزار ارزیابی ریسک جهت پیشگیری از کمردرد در صنایع مختلف استفاده می شود. اعتقاد بر این است که استفاده  از ابزارهای ارزیابی ریسک ابتلا به کمردرد در عین حال که باید ساده و راحت باشند باید از  دقت کافی نیز برخوردار باشند.با توجه به اینکه دستورالعمل باربرداری ایران منطبق با حدود مجاز ACGIH TLV  می باشد و تا کنون دقت مقادیر مجاز در ارزیابی ریسک آسیبهای کمری مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه بررسی اثر زاویه خمش تنه و ابعاد آنتروپومتریکی افراد بر روی دقت حدود مجاز باربرداری توصیه شده در ایران می باشد.

روش بررسی: در این مطالعه به منظور بررسی اثر زاویه خمش تنه و ابعاد آنتروپومتریکی افراد بر روی دقت مقادیر مجاز باربرداری ،نیروهای فشاری وارد بر ستون فقرات به عنوان یک معیار  در نظر گرفته شد.لذا از ۱۵ کارگر که سابقه حمل و نقل دستی بار داشتند، خواسته شد ۲۵ وظیفه باربرداری را که بر اساس دستورالعمل ارائه شده  از سوی وزارت بهداشت ایران برای فعالیتهای باربرداری طراحی شده بود، انجام دهند .به منظور تعیین دقیق زاویه ی خمش تنه در حین قرار دادن بار در  مقصد از یک شیب سنج الکترونیکی قابل حمل  استفاده شد. اطلاعات آنتروپومتریکی شامل قد و وزن و اطلاعات پوسچری افراد برای هر وظیفه ثبت و میزان نیروهای فشاری با استفاده از نرم افزار ۳dsspp تخمین زده شد و مقادیر تبار فشاری تخمین زده شده با حدود توصیه شده نایوش مقایسه شد.

یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که از ۲۵ وظیفه طراحی شده،.میانگین زوایای تنه برای ۱۳ وظیفه بین ۹۰ تا ۱۳۰ درجه تعیین شد.بین میانگین نیروی فشاری تخمین زده شده برای ۱۱ وظیفه با احتساب یک انحراف معیار بیشتر، میانگین نیروی فشاری بیش از حد توصیه شده نایوش (۳۴۰۰ ) تخمین زده شد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در برخی از وظایف زیاد بودن ارتفاع عمودی و فاصله ی افقی محل قرار گیری بار خارجی از بدن از دلایل اصلی افزایش زاویای نامطلوب تنه و بار فشاری وارد بر کمر بود. عدم انطباق برخی از حدود وزن مجاز با ابعاد آنتروپومتریکی، منجر به افزایش بارهای مکانیکی وارد بر کمر می شود.لذا بنظر می رسد مقادیر توصیه شده باربرداری ایران از جهت ارزیابی ریسک آسیبهای کمری از  دقت کافی برخوردار نمی باشد و نیاز به بازنگری دارند.


غلامعباس شیرالی، ساناز کریم پور، داود افشاری،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: بدون تردید، صدا و ارتعاش از معضلات اساسی دنیای صنعتی بوده و خیل عظیمی از افراد در محیط کار خود یا در محل زندگی در معرض آسیب های ناشی از آنها قرار دارند. هدف مطالعه حاضر نیز ارزیابی و کنترل صدا و کاهش مخاطرات ناشی از آن در واحد احیاء ۲ یکی از صنایع فلزی خوزستان می باشد.
روش بررسی: این مطالعه در دو مرحله اجرا شد:  مرحله اول: ارزیابی صدا. برای این منظور ابتدا تراز کلی فشار صوت در محل­های کار یا تردد کارگران اندازه­گیری شد. تراز کلی فشار صوت با روش ایستگاه بندی در دو حالت کمپرسور روشن و خاموش (برای تعیین صدای زمینه و فرکانس غالب)، تعیین شد. همچنین برای تعیین فرکانس غالب در زمان روش بودن کمپرسور، اقدام به آنالیز تراز فشار صوت در فرکانس­های اکتاو باند گردید. اندازه گیری ها با دستگاه B&K مدل  ۲۲۳۱  انجام شد. دستگاه قبل و بعد از اندازه گیری به وسیله کالیبراتور B&K مدل ۴۲۳۰  برای صحت اندازه گیری ها کالیبره  شد. مرحله دوم: کنترل صدا. در این مرحله با استفاده از اطلاعات مرحله قبل اقدام به کنترل صدا در ناحیه­ی در، فن­های دیواری و نورگیر سقف با نصب مافلر بر روی فن­ها، تغییر ساختار در و پنجره­ی سقفی گردید. 
یافته ­ها: در داخل اتاقک کمپرسور، تراز کلی فشار صوت ۲/۱۰۶ دسی­بل A و فرکانس غالب ۲۵۰ هرتز در شبکه خطی Lin تعیین شد. تراز کلی فشار صوت در محوطه اطراف کمپرسور ۳/۹۴ دسی­بل A و فرکانس غالب نیز ۲۰۰۰ هرتز بود. برای کنترل صدا در ناحیه­ی فن­ها با توجه به ارزیابی صدا و فرکانس غالب، مافلرهای نوع جذبی مدور با  یک هسته مرکزی انتخاب گردید. جاذب مورد استفاده نیز پشم شیشه با توری نگه دارنده بود. برای کنترل صدا در ناحیه­ی درها و دریچه­های سقفی، از دری به ابعاد ۹۰/۳× ۱۳/ ۲  متر با ورقی از جنس فولاد به ضخامت ۵/۱ میلی متر و جاذب ۴۰ میلی متری پشم شیشه و یک پنجره سقفی نیز با همین مشخصات ولی ابعاد ۳/۴ ×۴/۲ متر و قطر مش ۷ میلی متر استفاده شد. نتایج بدست آمده قبل و بعد از اجرای این پروژه نشان از یک کاهندگی قابل قبول دارد (۸/۹۱%).  میانگین تراز فشار صوت اصلی قبل از کنترلdB۹۵  بود که بعد از کنترل مقدار مذکور به dB ۲/۸۷ کاهش یافت که این مقدار در مقایسه با میانگین مقدار تراز فشار صوت زمینه که مقدار آن dB ۴/۸۶ تعیین شد، یک رقم معقول و منطقی می باشد.
نتیجه­ گیری: نتایج مطالعه نشان داد که عامل اصلی نشت صدای کمپرسور به محوطه بیرون، درب، پنجره­های دیواری و سقفی بودند که اجرای روش کنترلی مذکور باعث کاهش صدا  تا حد قابل قبولی در این بخش شد، ولی به دلیل بالا بودن تراز صوتی زمینه، حتی پس از اجرای روش کنترلی نیز تراز فشار صوت رقمی بالاتر از حد مجاز را نشان داد.  بنابراین، برای کاهش صدای زمینه تا حد مجاز و حفاظت کارگران در مقابل صدا پیشنهاداتی نظیر ارزیابی و کنترل منابع دیگر تولید صدا(مثل حرکت سیال در لوله ها)، استفاده از گوشی های حفاظتی و نحوه انتخاب درست آنها ارایه گردید. 

غلامعباس شیرالی، دکتر یاسر طهماسبی، داود افشاری، مهندس لیلا محمد صلاحی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مشکل عمده در حوزه­ی ایمنی صنعتی این است که اکثر روش­های سنتی ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی به تنهایی جوابگوی نیاز تکنولوژی و صنایع پیچیده­ی امروزی نیستند؛ به عبارت دیگر، روش­های سنتی، نظیر آنالیز ریسک و ارزیابی احتمال ایمنی، در عمل قادر به ارائه­ی بسیاری از راه حل­های مورد نیاز برای صنایع امروزی نمی­باشند. برای این ادعا دلایل مختلفی وجود دارد، مهم­ترین این دلایل، ریشه داشتن آنها در مدل­های بسیار ساده­ی حادثه به عنوان زنجیره دلیل-اثر می­باشد. با این توصیف، هدف این پژوهش ارائه الگویی برای ارزیابی تاب­آوری سیستم­های فنی-اجتماعی مبتنی بر مدل­های تصمیم­گیری چند معیاره می­باشد.
روش بررسی: در این تحقیق پس از شناسایی شاخص­های تاب­آوری از طریق بررسی متون و مصاحبه با کارشناسان مجرب این صنعت، اطلاعات مربوط به این شاخص­ها در واحدهای عملیاتی صنعت مذکور از طریق مصاحبه­ی نیمه ساختار یافته با ۱۶ نفر از اپراتورهای با تجربه که میانگین سابقه­ی کاری آنها بیش از ۱۰ سال بود، جمع­آوری گردید. موضوعات مصاحبه در حیطه­های ظرفیت ضربه­گیری سیستم، حاشیه­های ایمنی، تحمل سیستم، تعاملات متقابل چندسویه، درس گرفتن از رویدادهای ناگوار و همچنین رویدادها و فعالیت­های عادی، انعطاف­پذیری سیستم، پیش­بینی رویدادهای مترقبه و غیرمترقبه، توجه به مسئله­ی پیش آمده در سیستم و پاسخ به موقع و مناسب تعیین گردید. سپس برای تعیین وزن شاخص­ها از روش آنالیز مؤلفه­ی اصلی و برای تعیین رتبه­ی واحدهای مختلف از  روش تاپسیس استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج حاصل از آنالیز شاخص­ها نشان دادند که سه شاخص ظرفیت ضربه­گیری (۴۳/۰)، توجه (۳۹/۰) و فرهنگ آموختن (۳۶/۰) دارای بیشترین وزن و رتبه بوده و شاخص­های تحمل (۲۶/۰) و تعاملات متقابل چند سویه (۲۱/۰) دارای کمترین وزن و رتبه می­باشند. بر این اساس واحدهای ۱۱، ۳ و ۲ نیز بهترین رتبه را از نظر شاخص­های تاب­آوری به خود اختصاص دادند. همچنین با بررسی رتبه­های بدست آمده که مبتنی بر نزدیکی مقدار شاخص مورد نظر به راه­حل ایده­آل می­باشد مشخص شد که  کمترین فاصله از راه حل ایده­آل مثبت مربوط به واحد  ۱۱ و بیشترین فاصله از راه حل ایده­آل منفی مربوط به واحد ۶  است. بنابراین واحد ۱۱ نسبت به سایر واحدها در اولویت کمتری برای اصلاح قرار می­گیرد و واحد ۶ که کمترین شاخص نزدیکی را دارد در اولویت بیشتری برای اصلاح نسبت به سایر واحدها قرار دارد. بر این اساس، واحدهای ۲، ۳ و ۱۱ بهترین رتبه را از نظر شاخص­های تاب­آوری دارند و واحدهای ۶، ۷ و ۸  ضعیف­ترین رتبه را از نظر این شاخص­ها به خود اختصاص داده­اند.   
نتیجه­ گیری:  نتایج حاصل از آنالیز شاخص­ها و رتبه بندی واحدها نشان داد که روش آنالیز مؤلفه­ی اصلی (PCA) و روش ترجیح براساس مشابهت به راه حل ایده‌آل (TOPSIS) برای ارزیابی تاب­آوری سیستم­های پیچیده گزینه­های قابل قبولی محسوب می­شوند. زیرا به خوبی نقاط ضعف و قوت سیستم را از نظر تاب­آوری و بر اساس اطلاعات ورودی در اختیار محقق قرار می­دهند. بنابراین مدیران و تصمیم­گیران صنعت مذکور می­توانند با استناد به نتایج این مطالعه، نه تنها نقاط ضعف خود، بلکه نقاط قوت صنعت خود را از دیدگاه مهندسی تاب­آوری شناسایی و  در جهت بهبود و ارتقا آنها با تدوین برنامه­های فنی و کاربردی جامع اقدام نمایند.
 

مریم نوراللهی، داود افشاری، غلامعباس شیرالی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه وهدف:کمردرد در میان کارگران ساختمان سازی شیوع بسیار بالایی نسبت به مشاغل دیگر دارد و بر اساس مطالعات کیفی ریسک فاکتورهای متعددی در ایجاد کمردرد نقش دارند . این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع مشکلات اسکلتی- عضلانی و ارزیابی بار فشاری وارد بر کمر بر مبنای تکینک الکترومیوگرافی سطحی نرمالیزه شده انجام شد.
روش بررسی:این مطالعه بر روی ۳۰ نفر از کارگران مشاغل مختلف ساختمان سازی(آرماتوربند-بنا-سنگ کار-حمل و نقل مصالح) در شهر اهواز و در سال ۱۳۹۷انجام شد.در این مطالعه شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی با استفاده از پرسشنامه نوردیک تعیین گردید.به منظور تخمین بارهای فشاری وارد بر کمر از تکنیک الکترومیوگرافی سطحی استفاده گردید و پردازش سیگنالها با استفاده از نرم افزار متلب و آنالیز و تفسیر داده ها بر اساس دامنه توزیع احتمالی تعیین گردید.به منظور مقایسه بارهای فشاری وارد بر کمر و همچنین زمان مواجهه با حدود توصیه شده نایوش(۳۴۰۰ نیوتن) در بین گروهای مختلف شغلی از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید.
یافته ها :بیشترین و کمترین میانگین بار فشاری(صدک ۵۰) به ترتیب در میان کارگران حمل و نقل مصالح و کارگران بنا تخمین زده شد. نتایج آزمون آماری نشان داد که تفاوت معناداری در بارهای فشاری وارد بر کمر و همچنین زمان مواجهه کارگران با حدود مجاز  در بین گروهای مختلف شغلی وجود دارد (p<۰,۰۵). کارگران سنگبری و حمل و نقل مصالح بین ۲۵ تا ۳۰ درصد از زمان مواجهه بیش از ۳۴۰۰ نیوتن بار فشاری را در ناحیه کمر خود تحمل می کنند. کارگران سنگبری و حمل و نقل مصالح بطور معناداری زمان بیشتری در مواجهه با بارهای فشاری بیش از ۳۴۰۰ نیوتن در مقایسه با کارگران آرماتور بند و سنگبری بودند(p<۰,۰۵).
نتیجه گیری:نتایج ارزیابی بیومکانیکی این مطالعه نشان داد که بارهای فشاری وارد بر کمر کارگران در مشاغل و وظایف مختلف ساختمان سازی به ویژه در میان کارگران حمل و نقل مصالح ساختمانی بالا بوده و در مقایسه با حدود مجاز نایوش برخی از مشاغل به دلیل ماهیت کاری در مواجهه با ریسک فاکتورهای اصلی و متعدد اختلالات اسکلتی- عضلانی می باشند لذا به منظور پیشگیری از کمردرد های مزمن و حاد نیاز به کنترلهای مدیریتی (کاهش مدت زمان و چرخشی کردن وظایف حمل و نقل دستی) و فنی مهندسی(استفاده از ابزارهای مکانیکی مناسب و تعمییر و نگهداری تجهیزات حمل و نقل) می باشد.
داوود افشاری، غلامعباس شیرالی، ارمان امیری، پیام رشنودی، مرضیه رئیسی زاده، علی صحرانشین سامانی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف : تحقیقات نشان میدهند که در سالهای اخیر به علت تغییرات در شیوه‌ ی زندگی و به تبع آن تغییرات در الگوی غذایی و رفتاری، شیوع بیماری‌ های غیر واگیردار از جمله سندروم متابولیک و بیماری های قلبی، دیابت در جهان از جمله در ایران افزایش چشمگیری پیدا کرده است به گونه ای که نتایج یک مطالعه سیستماتیک در ایران نشان می دهد که شیوع اضافه وزن و چاقی به ترتیب ۵/۳۸-۲۸  و ۶/۱۲-۹/۲۵درصد در ۱۵ مطالعه در سطح ملی و ۷۱ مطالعه منطقه ای بوده است. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی سندروم متابولیک و ارتباط آن با مشخصات دموگرافیکی موثر در کارگران یکی از صنایع پتروشیمی می باشد.
روش بررسی : این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی ۶۹۲  نفر از کارکنان مرد یکی از صنایع پتروشیمی جنوب غرب کشور ایران  انجام شد. جهت سنجش سندروم متابولیک بعد از اندازه گیری متغیرهای پاراکلینیکی خون از معیارهای ATP III[۱] استفاده شد. برای آنالیز داده های جمع آوری شده از آزمون های آماری Independent Samples Test و رگرسیون لجستیک و برای تشخیص همبستگی بین مولفه های مورد پژوهش از آزمون های آماری کای دو،کرامر و اسپرمن در نرم افزار SPSS۲۴  در سطح معنی‌دار ۰۵/۰ استفاده گردید.  
یافته ها: نتایج بدست آمده نشان می دهد که شیوع سندروم متابولیک۱/۱۵درصد، و فراوانی نسبی غیر طبیعی دوره کمر۳/۲۷، تری گلیسرید۵/۴۹، لیپوپروتئین با چگالی بالا۶/۷۱، فشار خون۱/۳۴، قند خون ناشتا ۴/۱۳و سطح کلسترول کل خون ۸/۳۷درصد می باشند. نتایج بررسی همبستگی بین مشخصات دموگرافی با سندروم متابولیک نشان می دهد که ارتباط معنی داری بین سندرم متابولیک با هر از یک مولفه سن، فشار خون، شاخص توده بدنی، نوبت کاری و  دیس لپیدمی وجود دارد، به گونه ای که  این ارتباط با فشار خون، شاخص توده بدنی و نوبت کاری نسبتا متوسط(۳۱۶/۰s= ،۳۷۱/۰s= و ۴۵۲/۰s=) و با سن و دیس لپیدمی ضعیف مشاهده شد(۱۵/۰s= و ۱۸/۰s=). در حالی که سایر مشخصات دموگرافیکی از جمله؛ وضعیت تاهل، سیگار کشیدن و سطح تحصیلات دارای ارتباط معنی داری با شیوع سندروم متابولیک دارا نمی باشند(۰۵/۰<P) بررسی آماری نشان داد اختلاف میانگین معنا داری بین میانگین شاخص توده بدنی، دیس لیپیدمی، نوبت کاری، دوره کمر، تری گلیسرید، فشار خون، لیپوپروتئین با چگالی بالا و قند خون افراد دارای سندروم متابولیک و فاقد آن وجود داشت (p <۰,۰۰۱). همچنین بررسی نتایج نسبت شانس نشان می دهد که هریک از پارامتر های : فشارخون (۳۷/۲-۱/۴= CL۹۵%) ۱۲/۳(OR)[۲]=، شاخص توده بدنی (۲۲/۱-۳۸/۱CI=۹۵%) ۳۰۱/۱OR=، سن (۰۳۱/۱-۰۸۸/۱CI=۹۵%) ۰۵۹/۱OR=، دیس لیپیدمی(۰۱۹/۱-۰۱/۱CI=۹۵%) ۰۱۵/۱OR=، قند خون ناشتا(۳۴۳/۴-۷۸۶/۱CI=۹۵%) ۷۸/۲OR=، دوره کمر (۸۲۹/۱۵-۱۰۵/۶CI=۹۵%) ۸۳۰/۹OR=، نوبت کاری  (۲۹۰/۱۲-۲۴۹/۴CI=۹۵%) ۳۰۹/۷OR= تری گلیسرید (۰۱۱/۱-۰۰۶/۱CI=۹۵%) ۰۰۹/۱OR= باعث افزایش CI)۹۵% Odds Ratio (سندروم متابولیک می شود.
نتیجه گیری : با توجه به شیوع نسبتا بالا سندروم متابولیک و همچنین سطوح غیر طبیعی هر از پارامتر های دوره کمر، تری گلیسرید، فشار خون، لیپوپروتئین با چگالی بالا و قند خون افراد و شاخص توده بدنی، لذا ضروری است که با پیاده سازی برنامه های آموزشی در جهت افزایش آگاهی افراد، برای تغییر در سبک زندگی و شغلی آنها به کاهش عواض ناشی از سندروم متابولیک و افزایش سطح سلامت افراد کمک نمود.
 

 
 
 
 
[۱] Adult Treatment Panel  III
[۲] Odds Ratio (۹۵% Confidence Interval)

فرزانه رحیم پور، شبنم نیرومند، احسان رفیعی منش، فاطمه احمدی، لحیا افشاری صالح، مریم ضیا خدادادیان،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۲ )
چکیده

 چکیده
زمینه و هدف:
بهره وری کارکنان به توانایی کار افراد بستگی دارد. با توجه به همه گیری کووید-۱۹، هدف از مطالعه حاضر بررسی توانایی شغلی و ارتباط آن با شدت بیماری در بهبود یافتگان کرونا می باشد.

روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع بررسی مقطعی است که بر روی ۴۰۴ نفر از مراجعه کنندگان که جهت بازگشت به کار بعد از بهبودی از بیماری کرونا به مر کز تخصصی طب کار دانشگاه علوم پزشکی مشهد مراجعه کرده بودند؛ انجام شد. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه شاخص توانایی انجام کار (Work Ability Index) جمع آوری شد. شدت بیماری با توجه به درمان سرپایی یا بستری بودن بیماران به ۲ گروه تقسیم شد.
یافته ها: از مجموع افراد مورد بررسی ۴۱ نفر (۱۰,۱ %) به صورت بستری و ۳۶۳ نفر (۸۹.۹ %) به صورت سرپایی درمان شده بودند. توانایی انجام کار در ۴ نفر (۱ %) از افراد مورد بررسی ضعیف، در ۳۰۳ نفر (۷۵ %) متوسط، در ۹۶ نفر (۲۳.۸ %) خوب و در ۱ نفر (۰.۲%) عالی ارزیابی شد. میانگین توانایی کار در بیماران کووید-۱۹ بستری در بیمارستان ۲,۸۴ ± ۳۵,۲۴ و در بیمارانی که به صورت سرپایی درمان شدند ۲.۶۶ ± ۳۴,۷۳ بود و از لحاظ آماری اختلاف معنی داری بین دو گروه از لحاظ توانایی انجام کار وجود نداشت (P=۰,۲۵).
بحث و نتیجه ­گیری: براساس نتایج مطالعه ما شدت بیماری تاثیری بر توانایی انجام کار در بیماران مبتلا به کووید-۱۹ نداشت و میانگین توانایی انجام کار در هر دو گروه بیماران متوسط بود. اما این نتایج نشان دهنده تاثیر ابتلاء به بیماری کووید-۱۹ بر توانایی انجام کار کارکنان می باشد و بر لزوم توجه ویژه به کارکنان دارای آسیب‌پذیری تاکید می کند.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله سلامت کار ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iran Occupational Health

Designed & Developed by : Yektaweb