۸ نتیجه برای یزدانی
امیرعباس یزدانی، رمضان غلامی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: سازمانها، از هر نوعی که باشند، بطور روزافزون، خواستار دستیابی به سطح مطلوبی از بهداشت شغلی و اثبات عملکرد صحیح ایمنی خود میباشند. استاندارد OHSAS ، با اتکاء بر چرخه دمینگ که متضمن بهبود مستمر سیستم میباشد، مدعی است که میتواند عناصر یک سیستم امنیتی اثربخش را برای سازمان فراهم کند و هدف این مطالعه، بررسی اثرات استقرار OHSAS در بهداشت شغلی و تامین سلامت کار طی یک مطالعه موردی میباشد.
روش بررسی: تحقیق موردی حاضر که از نوع توصیفی - تحلیلی میباشد، سعی بر آن دارد تا ضمن توصیف این ابزار و نحوه عملکرد آن مبتنی بر چرخه دمینگ، چگونگی تأمین زیرساخت لازم برای استقرار کارآمد استاندارد OHSAS را مطابق با یک مطالعه موردی انجام یافته، تشریح نماید. شاخصهای بکار گرفته شده در این راستا و اقدامات انجام یافته در صنایع چوب و کاغذ مازندران، از قابلیت تعمیم مطلوبی در سایر صنایع برخوردارند.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد با استقرار این استاندارد، ضرایب شدت ( ASR ) و تکرار ( AFR ) حوادث در شرکت مورد مطالعه از روند مطلوبی پیروی کرده و شاخصهایی نظیر زمان مانور در مواجهه با حوادث نیز، بهبود قابل ملاحظهای یافت. ضمن آنکه تنظیم جداول و محاسبات RPN برای کلیه واحدها، به کنترل منظم و هر چه بهتر حوادث بالقوه کمک شایانی نموده است.
نتیجهگیری: بیتردید تامین محیطی ایمن و تضمین سلامت کار کارکنان از دل مشغولیهای مهم مدیریت هر سازمان بوده و تحقیق حاضر و یافتههای آن، بیانگر توانمندی بالای استاندارد OHSAS در ارتقای سطح ایمنی شغلی هر سازمان میباشد. ممیزی فعالیتها، گویای بهبود شرایط ایمنی و بهداشت شغلی در شرکت مورد مطالعه بود و سهولت تعمیم و الگوبرداری این اقدامات در سایر سازمانها، بهبود مستمر محیط شغلی را تضمین میکند.
فاطمه صغری یوسفی، مجتبی عباس زاده، جمشید یزدانی چراتی، سیاوش اعتمادی نژآد،
دوره ۱۴، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
چیکده
زمینه و هدف: گزارشات حوادث رانندگی نشان می دهد که خطا و رفتار ناایمن راننده مهمترین علت تصادفات رانندگی می باشد. بار کاری از فاکتورهای اصلی بر راننده است که در بروز تصادفات رانندگی تأثیر مستقیم دارد. پژوهش حاضر به ارزیابی ابعاد بار کارذهنی ناشی از فعالیت ثانویه شنیداری-کلامی در حین رانندگی پرداخته است.
روش بررسی: بیست راننده اتوبوس حرفه ای به صورت تصادفی انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. از شبیه ساز رانندگی اتوبوس و شاخص بار فعالیت راننده (DALI) استفاده شد. آزمایش از دو بلوک ایجاد شده بود: در بلوک اول رانندگان تنها فعالیت رانندگی را انجام می دادند و در بلوک دوم علاوه بر رانندگی، به فعالیت ثانویه شنیداری-کلامی هم پاسخ می دادند. جهت مقایسه نتایج دو بلوک آزمایش آزمون های تی مستقل و کای اسکوئر و به منظور بررسی ارتباط بین زمان واکنش ترمز زدن و تجربه با بار ذهنی،ضریب همبستگی پیرسون بکار گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت ثانویه همه ابعاد بارکاری ذهنی رابه طور معناداری افزایش می دهد و منجر به تداخل در فعالیت رانندگی می شود. زمان واکنش ترمز زدن و تعداد برخوردها نیز در شرایط وجود فعالیت ثانویه بطور چشمگیری افزایش یافت. رابطه معناداری بین بارکار ذهنی و افزایش زمان واکنش ترمز زدن و تعداد برخوردها دیده شد. سابقه کاری رانندگان تاثیری در میزان بار کار ذهنی، زمان واکنش ترمز زدن و تعداد برخوردها نداشت.
نتیجه گیری:نتایج این مطالعه پیشنهاد می کند که فعالیت ثانویه در حین رانندگی می تواند با افزایش بار کارذهنی رانندگان و تداخل در فعالیت رانندگی منجر به آهسته شدن زمان واکنش ترمز زدن و افزایش تصادفات شود. این نتایج نشان می دهد که تجربه رانندگی اثر فعالیت ثانویه در حین رانندگی را کاهش نمی دهد.
سید تقی میرمحمدی، نازنین دوغایی مقدم، سیاوش اعتمادی نژاد، یحیی اسفندیاری، جمشید یزدانی، فاطمه احمدیان پور،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۷ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: آرایشگران به دلیل مواجهه با رنگ مو، در معرض مواجهه با پارافنیلن دیامین هستند که سلامتی آنان را به مخاطره میاندازد. PPD باعث ایجاد سرطان خون و دیگر اختلالات خونی میشود. سمیت حاد PPD منجر به اختلال تنفسی، رابدومیولیز، نکروز ماهیچه و نارسایی کلیه ادم شدید در صورت و گردن میشود. همچنین منجر به نارسایی کلیه، افزایش لاکتات دهیدروژناز سرم، کراتین فسفوکیناز میشود. اندازهگیری غلظت PPD روشی مطمئن برای ارزیابی میزان مواجه با PPD میباشد. هدف این مطالعه ارزیابی شغلی PPD آرایشگران زنانه ساری و عوامل مؤثر بر آن بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی که در شهریور ۱۳۹۵ انجام شد، ۴۷ آرایشگر از مرکز بهداشت شماره ۳ گرفته شدند. برای اندازهگیری PPD از یک نمونهبردار کاست سه بخشی استفاده شد. نمونهها توسط HPLC (کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا) مورد تجزیه قرار گرفتند. فاکتورهای تاثیر گذار با PPD مانند: سرعت جریان هوا از دماسنج کاتا، دمای هوا و رطوبت از ترموهیدرومتر (دستگاه رطوبت سنج) استفاده شدند. تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای مبتنی بر رگرسیون، آزمون مستقل و مربع کای دو و آزمون فیشر استفاده شد. ۰/۰۵p< بهعنوان سطح معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین غلظتPPD نمونهها، %۱/۸۹ ±۰/۰۰۰۹۳حاصل شد. بین میزان غلظت PPDبا رطوبت محیط کار آرایشگران ارتباط معنیداری وجود داشت (۰/۳۶= r و ۰/۰۰۱p<) رابطه میان فضای کار و غلظت PPD معنیدار بود (۰/۳۲= r و ۰/۰۰۱p<) رابطه بین غلظت PPDو تعداد اپراتور نیز معنیدار بود (۰/۲۴= r و ۰/۰۲۲p<). رابطه بین غلظت PPD با دمای خشک و سرعت جریان و تهویه عمومی و تهویه موضعی معنیدار نبود.
نتیجهگیری: میانگین غلظتPPD پایینتر از حد مجاز OSHA میباشد. استفاده از دستکش، تهویه موضعی و عینک Splash goggle میتواند یک روش پیشگیری برای آرایشگران شود.
کلیدواژه ها: پارا فنیلن دی آمین (PPD)، هوای استنشاقی، آرایشگاه.
سید مهدی موسوی، علیرضا کوهپایی، روح اله حاجی زاده، سعید یزدانی راد، روح الدین مرادی، یوسف فقیه نیا ترشیزی،
دوره ۱۵، شماره ۶ - ( ۱۱-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه آلودگی شیمیایی در صنایع, خطر غیر قابل قبولی برای سلامت انسان ها به وجود آورده است. به منظور ارزیابی خطر مواجهه انسانها، لازم است که خطرات مواد از لحاظ مقدار مصرف، دوز ، خواص سمی و ارزیابی احتمالی اثرات بالقوه بر سلامتی انسانها مورد توجه قرار گیرد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه ارزیابی ریسک نیمه کمی مواجهه شغلی کارگران محوطه واحد پساب صنعتی در یک پالایشگاه نفت به عنوان مدلی به منظور پیش بینی مواجهه با آلاینده های شیمیایی می باشد.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی _ تحلیلی در واحد پساب صنعتی پالایش نفت آبادان در سال ۱۳۹۵ انجام گرفت. پس از تعیین گروه های شغلی همسان(SEG) و جمع آوری اطلاعات، ۱۴ ماده با روش نمونه برداری فردی میان مدت و قرائت مستقیم با دستگاهION- First check اندازه گیری شد. با توجه به نتایج نمونه برداری و آنالیز نمونه ها، با استفاده از نرم افزار IHS میزان مواجهه کارگران با آلاینده های شیمیایی تعیین شد ، ابتدا درجه مواجهه(ER) سپس ضریب مخاطره (HR) جهت تعیین سطح ریسک مواجهه بدست آمد.
یافته ها: در این مطالعه مشخص شد که کارگران محوطه واحد پساب صنعتی، روزی ۴ بار و هر بار به نیم ساعت و در مجموع ۱۴ساعت در هفته کار چربی گیری از حوضچه ها را انجام میدهند. بیشترین میزان مواجهه هفتگی به ترتیب مربوط به اتیلن اکساید (ppm۷/۱۶)، نیتروبنزن (ppm۱۶) و دی اکسیدنیتروژن (ppm۱۵) بود. در این بین کمترین میزان مواجهه هفتگی به ترتیب مونواکسید کربن با (ppm۸/۲) و دی سولفیدکربن(ppm۵/۱) به دست آمد. نتایج نشان داد که به ترتیب آلاینده های بنزن۵/۱۲، اتیلن اکساید ۱۰، آکرولئن۱۰، نیتروبنزن۵/۷، سولفید هیدروژن ۵/۷، پراکسیدهیدروژن ۵/۷ و آنیلین ۶ دارای بالاترین رتبه ریسک می باشند.
نتیجه گیری:. نتایج مطالعه نشان داد که کارگران پساب صنعتی پالایش نفت آبادان دارای سطح ریسک مواجهه خیلی بالایی با آلاینده های شیمیایی می باشند. لذا استفاده از اولویت بندی اقدامات کنترلی در قالب رتبه بندی ریسک نیمه کمی بهداشتی از جمله، روشهای نوین تصفیه پساب از مهمترین راهکارهای جلوگیری از تماس کارگران با آلاینده ای شیمیایی می باشد.
سید مهدی موسوی، روح الدین مرادی راد، محمد حسین بهشتی، روح اله حاجی زاده، فرشته طاهری، اسماعیل خداپرست، سعید یزدانی راد، یوسف فقیه نیا ترشیزی،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: مواجهه با صدا خطر شغلی معمول در گستره وسیعی از محیط های کاری بخصوص صنایع نفت و گاز و شرکت های مرتبط محسوب می شود. این مطالعه در سال ۱۳۹۴ و با هدف ارزیابی صدای محیطی قبل و بعد از انجام اقدامات اصلاحی در ۱۱ واحد عملیاتی بخش مخازن و نقل و انتقال مواد نفتی شرکت پالایش نفت آبادان صورت گرفت.
روش کار: در ابتدای پژوهش اطلاعات اولیه شامل محل استقرار منابع صوتی و شرایط عملیاتی تجهیزات جمع آوری شد. اندازه گیری صدا بر اساس استاندارد ISO ۹۶۱۲ به روش شبکه بندی قبل و بعد از انجام اقدامات اصلاحی شامل تعمیر و یا تعویض قطعات معیوب و فرسوده و یا روغنکاری قطعات متحرک و با استفاده از صدا سنج مدل SLM CEL۴۹۰ و مدل کالیبراتور CEL-۱۱۰/۱ ساخت شرکت casella انجام شد .
یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه واحد NTA دارای بیشترین میزان آلودگی صوتی (۹۷دسی بل) و واحد مخازن کروی دارای کمترین میزان آلودگی صوتی (۸۲ دسی بل) بود. از کل ۵۲۳ ایستگاه اندازه گیری شده در این مطالعه ۱۱۵ ایستگاه دارای تراز فشار صوت بیش از ۸۵ دسی بل ، ۳۷۳ ایستگاه دارای تراز فشار صوت بین ۶۵ تا ۸۵ دسی بل و ۳۰ ایستگاه دارای تراز فشار صوت کمتر از ۶۵ دسی بل است. نتایج اندازه گیری بعد از انجام اقدامات اصلاحی نشان داد که واحد تلمبه خانه نفت ۱ به میزان ۳۹/۲دسی بل، واحد کنترل سنتر به میزان ۷/۱ دسی بل، واحد تلمبه خانه نفت چرک ۰,۹۸دسی بل واحد NTA به میزان ۰۸/۰ دسی بل کاهش تراز فشارصوت میانگین داشته اند.
نتیجه گیری: اندازه گیری های محیطی صدا نشان داد که واحد NTA یکی از حادترین شرایط را از دیدگاه آلودگی صوتی در بین واحدهای دیگر دارا می باشد. این مطالب موید ضرورت شناسایی منابع اصلی صداساز و اولویت بندی بخش های مختلف این واحد صنعتی جهت اجرای طرح های کنترل مهندسی آلودگی می باشد.
سیدمهدی موسوی، سعید یزدانی راد، زهره شبگرد، روح الدین مرادی راد، فرزاد بهزادی نژاد،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: : با توجه به پیچیدگی و غیرقابل پیش بینی بودن انسان، کنترل رفتار آنها مشکل است. به هر حال می توان با برنامه ریزی دقیق و مدون آموزش، بسیاری از این گونه رفتارها را کاهش داد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر مداخلات آموزشی و اجرای سیستم تشویق و تنبیه در کاهش رفتارهای ناایمن در کارگران شرکت مپنا - نیروگاه کاشان بود.
روش بررسی: مطالعه مداخله ای حاضر روی ۱۱۵ نفر از کارگران شرکت مپنای کاشان در سال ۱۳۹۶ انجام شد. در ابتدا به منظور ارزیابی رفتارهای نا ایمن کارگران از تکنیک نمونه برداری از رفتارهای ایمن برای سه ماه استفاده شد. بدین منظور کلیه مشاهدات در شیفت صبح از ساعت ۸ صبح تا ۶ عصر توسط پژوهشگران انجام گرفت. تعداد مشاهدات برای هر نفر ۸۰ مورد بود که به صورت تصادفی در طول شیفت کاری فرد انجام شد. در کل مشاهدات برای ارزیابی رفتار های ناایمن افراد در دو مرحله شامل قبل از اجرای مداخله و بعد از اجرای مداخله انجام گردید. سپس مداخله آموزشی و سیستم تشویق و تنبیه به طور همزمان به مدت شش ماه اجرا گردید. در نهایت یک ارزیابی ثانویه از رفتار نا ایمن به مدت سه ماه صورت گرفت. اطلاعات مربوط به ارزیابی رفتار ناایمن کارگران قبل و بعد از اجرای مطالعه وارد نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ شد برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون آماری Wilcoxon استفاده شد. سطح معنی داری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین مشاهده به ترتیب در گروههای شغلی برشکاری و مونتاژکاری با ۱۰۴۰ و ۴۸۰ مورد بود. از مجموع تعداد کل مشاهدات انجام شده ۲۴۰۵ مورد مشاهده ناایمن برآورد شد. به هر صورت، نتایج نشان می دهد که میزان رفتار ناایمن بعد از انجام مداخلات در همه مشاغل کاهش یافته است. آزمون ویلکاکسون نشان داد که رابطه معنادار بین استفاده از سیستم آموزش ایمنی و سیستم تشویق و تنبیه با کاهش رفتارهای نا ایمن در کارکنان مشاغل مختلف کاری وجود دارد (۰۴۱/۰p=). همچنین نتایج نشان داد که بین سوابق کاری افراد با رفتارهای ناایمن قبل و بعد از مداخلات، یک رابطه معنی دار معکوس وجود دارد (۰۰۱/۰p<).
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که رابطه معناداری بین استفاده از مداخله آموزشی و سیستم تشویق و تنبیه با کاهش رفتارهای نا ایمن در مشاغل مختلف کاری وجود دارد. بنابراین توصیه می شود برنامه های جامعی در جهت اجرا و تکرار دوره های آموزشی تخصصی با شناخت از نیازهای ایمنی هر شغل اجرا شود و با استفاده از سیستم تنبیه و تشویق، انگیزه لازم در کارگران برای اجرای رفتارهای ایمن ایجاد گردد.
عباس عظیمی خراسانی، آسیه احصایی، محمود گرامی، سمیرا حسن زاده، نگاره یزدانی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: کارگاههای پتروشیمی منبع آلااینده ها و ریزگرد ها هستند و می توانند برای افرادی که در این محیطها فعالیت می کنند موجب بیماریهای سطح چشم مانند خشکی چشم شوند. از طرف دیگر، شناسایی فاکتورهای موثر بر خشکی چشم و تلاش برای کاهش علایم آن می تواند عملکرد افراد را در محیطهای کاری بهبود بخشد. . این مطالعه، با هدف بررسی ارتباط احتمالی بین ساعتهای غیرمعمول کاری مانند شیفت شب و وجود علایم خشکی چشم در کارگران پتروشیمی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۹۵ مرد که شرایط لازم برای شرکت در مطالعه را داشتند انجام شد. این افراد به سه گروه (غیر کارگر، کارگر روزکار و شب کار: ۶۵ نفر در هر گروه) تقسیم بندی شدند. تمام شرکت کنندگان، مرد بودند و در سه گروه غیرکارگر، کارگر روزکار و کارگران شب کار قرار گرفتند. همچنین سه گروه از نظر سنی با هم جور شده و متغیرهای دموگرافیک مانند سطح تحصیلات و تجربه کاری در هنگام ورود افراد به مطالعه در نظر گرفته شد. تستهای خشکی چشم شامل تست شیرمر یک، تست زمان گسست لایه اشکی (TBUT) و پرسشنامه خشکی چشم DEQ V برای آنها انجام شد و بین دو گروه مقایسه صورت گرفت. تمام تستهای خشکی چشم در یک روز غیرکاری و در نوبت صبح برای روزکاران و در نوبت بعداز ظهر برای شب کاران انجام شد (حداقل ۲ ساعت بعد از خواب شبانه یا روزانه برای هر گروه). ساعت کاری برای گروه روزکار و غیرکارگر از ۸ صبح تا ۸ شب و برای گروه شب کار ۸ شب تا ۸ صبح بود (۱۲ ساعت کاری برای هر گروه).
یافته ها: ۱۹۵ مرد با میانگین سنی ۸۷/۳±۴۴/۳۷ سال (محدوده سنی ۳۰ تا ۴۵ سال) در این مطالعه شرکت کردند. سه گروه مورد مطالعه از نظر سن، سطح تحصیلات و تجربه کاری تفاوت معنی داری نداشتند (به ترتیب: ۲۱۸/۰=p، ۸۸۴/۰=p و ۳۷۸/۰=p). میانگین TBUT ، نمره پرسشنامه DEQ V و نتیجه تست شیرمر بین دو گروه کارگر و غیرکارگر اختلاف معنی داری داشتند (بترتیب: ۰۰۴/۰= p، ۰۰۱/۰> p و ۰۰۱/۰> p). اما میانگین TBUT ، نمره پرسشنامه DEQ V و نتیجه تست شیرمر بین دو گروه کارگر روزکار و شب کار تفاوت معنی داری را نشان ندادند (۰۵/۰<p برای تمام موارد). گروه روزکار و گروه کنترل غیرکارگر در تستهای TBUT و نمره پرسشنامه DEQ V تفاوت معنی داری نداشتند اما میانگین نمره تست شیرمر بین دو گروه تفاوت معنی داری داشت (به ترتیب: ۱۸۱/۰= p،۰۵۳/۰= p و ۰۰۲/۰= p). همچنین میانگین مقدار تست شیرمر، زمان TBUT و نمره پرسشنامه DEQ V در گروه کنترل و گروه کارگر شب کار تفاوت معنی داری داشتند (۰۰۱/۰>p، ۰۰۵/۰=p و ۰۰۱/۰>p). درصد موارد نمره غیرطبیعی پرسشنامه DEQ در بین سه گروه تفوت معنی داری داشت (۰۲۶/۰=p).
نتیجه گیری: کار در کارگاههای پتروشیمی با علایم خشکی چشم بر کارگران شاعل در این کارگاهها تاثیرگذار است. از طرف دیگر بنظر نمی رسد کار طولانی مدت در شیفت شب عامل کلیدی برای خشکی چشم در این کارگران باشد. با این حال این فاکتورها باید از نقطه نظر شغلی برای بهبود عملکرد افراد در محیطهای کاری مشابه مد نظر قرار گیرد.
محمود محمدیان، سلاله رمضانی، اسماعیل بابانژاد، جمشید یزدانی،
دوره ۱۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: مواجهه با فیوم منگنز در فرآیند جوشکاری، منجر به بروز اثرات عصبی زیانآور بر سلامت افراد جوشکار میشود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی علائم عصبی- رفتاری در بین جوشکاران مواجهه یافته با ذرات قابل استنشاق جوشکاری حاوی منگنز و مقایسه فراوانی این علائم با گروه غیر مواجهه بود .
روش بررسی: ﺗﻌﺪﺍﺩ ۳۵ ﻧﻔﺮ ﺟﻮﺷﻜﺎﺭ، بهعنوان ﮔﺮﻭﻩ مواجهه یافته ﻭ ۴۰ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺩﺍﺭﻯ، بهعنوان ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻌﻴﻴﻦ شدند. دادههای مربوط به علائم عصبی- رفتاری با استفاده از پرسشنامه Q۱۶ جمعآوری گردید. میزان مواجهه جوشکاران با ذرات قابل استنشاق، با استفاده از روش NIOSH۰۶۰۰ و غلظت منگنز در این ذرات، بر اساس روش NIOSH ۷۳۰۱ تعیین شد. میزان منگنز موجود در خون این افراد نیز توسط دستگاه ICP-OES اندازهگیری گردید. تجزیهوتحلیل آماری دادهها با کاربرد نرمافزار۱۷MINITAB در سطح معناداری ۰/۰۵ انجام شد.
یافتهها: میانگین مواجهه جوشکاران با منگنز موجود در ذرات قابل استنشاق جوشکاری، براب۳mg/m ۰/۰۸±۰/۴۵ بود. غلظت منگنز خون جوشکاران.ml-۱)µg ۰/۱۶±۰/۰۲) بیشتر از گروه کارکنان اداری (µg.ml-۱ ۰/۰۴±۰/۰۰۲) بود. همچنین فراوانی علائم عصبی- رفتاری در گروه مواجهه یافته، بیشتر از گروه غیر مواجهه گزارش شد. (P <۰,۰۵) همبستگی بین تعداد علائم عصبی- رفتاری با میزان منگنز خون جوشکاران، معنیدار به دست آمد. (P <۰,۰۵, r=۰.۴) بهگونهای که با افزایش غلظت منگنز خون جوشکاران، علائم عصبی- رفتاری گزارششده نیز افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به مواجهه بیشازحد مجاز جوشکاران با فیومهای منگنز موجود در ذرات قابل استنشاق و بهمنظور ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﻯ ﺍﺯ علائم ﻋﺼﺒﻰ- ﺭﻓﺘﺎﺭﻯ، انجام اقدامات پیشگیرانه نظیر روشهای کنترل مهندسی و مدیریتی جهت کاهش مواجهه توصیه میگردد.