جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای Ahp

عبداله اردشیر، مهران امیری، مهدی مهاجری،
دوره ۱۰، شماره ۶ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

  زمینه و هدف : صنعت ساخت‏و‏ساز یکی از خطرناک‌ترین صنایع از نظر تلفات مربوط به کار، نرخ آسیب‌دیدگی و پرداخت غرامت به کارگران شناخته شده است . از این رو ارزیابی ریسک‌های ایمنی، یک گام کلیدی و اساسی است که در مدیریت پروژه‌های بزرگ ساختمانی باید انجام شود.

  روش بررسی: تجزیه و تحلیل اثرات و حالات شکست ( FMEA ) به عنوان یکی از مفیدترین ابزارهای ارزیابی ریسک برای کاهش پتانسیل شکست در سیستم، فرآیندها، طرح‌ها و خدمات است و در گستره وسیعی از صنایع مورد استفاده قرارگرفته است. هدف از این تحقیق استفاده از ترکیب منطق فازی و روش‌های FMEA ، AHP-DEA ,FTA برای ارزیابی ریسک ایمنی در صنعت انبوه‏سازی ساختمان است.

  یافته‌ها: در مطالعه موردی، دو نوع مختلف از پروژه‌های انبوه‏سازی، جهت ارزیابی ریسک‌های ایمنی بررسی گردید. طبق نتایج بدست آمده، ریسک‌های سقوط از ارتفاع در هر دو پروژه به عنوان مهم‌ترین ریسک شناخته شدند و استراتژی‌های کاهش ریسک و اقدامات لازم جهت پیشگیری و کاهش عوامل خطر ارائه گردید.

  نتیجه گیری: رتبه بندی ریسک‌ها و مهم‌ترین آنان در تحقیق حاضر با تحقیقات پیشین و همچنین گزارش سازمان تأمین اجتماعی کشور هم‌سویی قابل قبولی دارد و علل ریشه‌ای وقوع ریسک‌های عمده نیز با مطالعات مشابه هم‌خوانی دارد. از سوی دیگر اعتبار یافته‌های تحقیق توسط گروه ارزیابی ریسک مورد تایید قرار گرفت. لذا این مدل (با در نظر گرفتن وضعیت موجود ایمنی) می‌تواند به متخصصین ایمنی کارگاه‌های ساختمانی جهت شناسایی ریسک‌ها، شناسایی علل ریشه‌ای ریسک‌ها و ارائه ابزارهای دقیق کنترل ریسک‌ها کمک نماید .


افشار مرادی، ابراهیم نجفی کانی، مهدی پروینی،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف: شبکه خط لوله گازرسانی شهری قسمت مهمی از زیر­ساخت­های شهری برای انتقال انرژی است. با گسترش و پیچیده شدن شبکه خط لوله گاز ، احتمال بروز حوادث ناشی از نشت گاز از خط لوله افزایش یافته به گونه ای که این امر می تواند تهدید بزرگی برای ایمنی عمومی شهر باشد. بنابراین، ضروری است که شبکه توزیع گاز شهری مورد ارزیابی ریسک قرار گیرد. هدف از این کار تحقیقاتی، ارزیابی ریسک شبکه توزیع گاز شهری در شهرک بهاران واقع در شهر سنندج می باشد.

روش بررسی : در فرایند ارزیابی ریسک انجام شده در این مطالعه، با توجه به عدم دسترسی کامل به اطلاعات و نیز معیارهای وزن دهی به آنها، از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای مدیریت ریسک شبکه توزیع گاز شهری استفاده شد. با بررسی آمار رویدادهای نشت در شبکه توزیع گاز، فاکتورهای موثر شناسایی شد و وزن هر کدام توسط فرایند تحلیل سلسله مراتبی مشخص گردید.

یافته ها: با بررسی آمار رویدادهای نشت شبکه توزیع گاز شهری شهرک بهاران سنندج در یه دوره سه و نیم ساله (از ابتدای سال ۱۳۹۰ تا شش ماهه اول سال ۱۳۹۳) ، فاکتور موثر  براساس منطقه مورد مطالعه شناسایی شد و سپس با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی وزن هر کدام از این شاخص ها در رتبه بندی ریسک شبکه توزیع گاز شهری مشخص گردید. از بین شاخص های مورد بررسی، شاخص دخالت اشخاص حقیقی از زیر مجموعه شاخص علیتی و شاخص خطر ماده از زیر مجموعه شاخص پیامد به ترتیب بیشترین وزن (۱۶۵/۰ و ۱۵/۰) و شاخص فشار خط لوله کمترین وزن (۰۰۳۱/۰) را به خود اختصاص دادند.

نتیجه گیری: در کشورمان ایران، تاکنون فاکتورهای موثر بر ارزیابی ریسک شبکه توزیع گاز شهری با استفاده از تکنیک AHP مورد بررسی قرار نگرفته است و وزن دهی به علل رخدادها با درنظر گرفتن سطوح مختلف رخدادها، یه خلا تحقیقاتی می باشد که کمتر به آن پرداخته شده است. با توجه به سطح دقت و کیفیت اطلاعاتی که از نتایج این تحقیق قابل دستیابی است، پیشنهاد می شود که مدیران ایمنی شرکت گاز ضمن استفاده از این روش، از عوامل مهم شناسایی شده در این مطالعه برای کمک به ارتقاء ایمنی شبکه توزیع گاز و کاهش احتمال بروز حوادث در خطوط توزیع گاز شهری استفاده نمایند.


حسین مولایی فر، فاضل رجبی، زهرا زمانیان، مرضیه هنربخش، علی ابراهیمی، پیام فرهادی،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده


زمینه و هدف: استرس حرارتی یکی از مهمترین مخاطرات شغلی تهدید‌کننده‌ی سلامتی کارکنان در بسیاری از محیط‌های کاری است که در صنایع دارای فرآیندهای گرم نظیر صنعت لاستیک‌سازی اهمیت بیشتری دارد. بنابراین کنترل این عامل زیان‌آور شغلی، یکی از اقدامات ضروری و اولویت‌های مدیران این صنایع محسوب می‌شود. مطالعه حاضر، با هدف شناسایی و  اولویت‌بندی راهکارهای کنترل استرس گرمایی با استفاده از روش دلفی و روش ترکیبی تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاپسیس در کارخانه صنعت لاستیک‌سازی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی و کیفی می‌باشد که در سه مرحله‌ وابسته به هم انجام شد. در مرحله‌ی اول مهمترین معیارها و راهکارهای کنترل استرس گرمایی در صنعت لاستیک‌سازی با استفاده از روش دلفی شناسایی و غربالگری شد. در مرحله‌ی دوم معیارهای شناسایی شده با استفاده از روش تحلیل سلسه مراتبی فازی وزن دهی و در مرحله ‌ی آخر، راهکارهای کنترلی بر اساس روش تاپسیس اولویت‌بتدی شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از  نرم افزارهای  Excelو Super decision انجام شد.
یافته ها: نتایج مقایسه زوجی معیارها با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد معیار کارآیی روش با وزن نسبی ۱۴۱/۰ در بین معیارهای مورد بررسی بیش‌ترین اهمیت دارد.  همچنین نتایج نهایی مطالعه نشان داد که در بین راهکارهای کنترلی مورد بررسی با روش تاپسیس، عایق‌گذاری یا محصورسازی نقاط دارای استرس گرمایی (مصالح عایق) با وزن نسبی ۵۸۲/۰، بهترین راهکار برای کنترل استرس گرمایی در صنعت لاستیک‌سازی است.  
نتیجه گیری: این تحقیق یک رویکرد تلفیقی از روش‌های دلفی و تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاپسیس را به منظور انتخاب بهترین راهکارهای کنترل استرس گرمایی در صنعت لاستیک سازی پیشنهاد می‌کند. نتایج این تحقیق می‌تواند به عنوان راهنمایی برای اخذ تصمیمات علمی و انتخاب استراتژی مناسب برای کنترل استرس گرمایی در صنعت لاستیک‌سازی مورد استفاده قرار گیرد.
 

محسن فلاحتی، مجتبی ذکائی، هادی اسدی، محمد نجفی مجره، اعظم بیابانی، یوسف فقیه نیا ترشیزی،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه­گیری عملکرد سیستم مدیریت HSE، با هدف تهیه اطلاعات لازم در رابطه با میزان پیشرفت و شرایط کنونی استراتژی­ها، فرآیند­ها و فعالیت­هایی یک سازمان به منظور کنترل مخاطرات انجام  تدوین می شوند. سنجش عملکرد یک سازمان در حوزه HSE پیش­نیازی برای بهبود مستمر می­باشد که روح سیستم­های مدیریتی جدید HSE است. لذا هدف اصلی از انجام این پژوهش ارائه یک مدل کاربردی جهت تدوین و اولویت بندی شاخص های پایش عملکرد سیستم مدیریت HSE شهری می باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-کاربردی در ۴ مرحله شامل: تعیین محورهای عملکردی مدیریت HSE شهری، تعیین مولفه های سیستم مدیریت HSE، تدوین شاخص های ارزیابی عملکرد و انتخاب شاخص های عملکرد کلیدی با استفاده از روش AHP انجام گرفت.
یافته ها: براساس  تجزیه و تحلیل نتایج، در مجموع ۱۵۵ شاخص ارزیابی عملکرد HSE در سه محور فرآیند، نتیجه و مدیریت شهری تدوین شد که در نهایت  ۴۷ شاخص ارزیابی عملکرد کلیدی فرآیند محور، ۱۶ شاخص عملکرد کلیدی نتیجه محور و ۷ شاخص عملکرد کلیدی جهت اندازه گیری مولفه های مدیریت شهری تاثیر گذار بر عملکرد HSE  بر اساس معیارهای SMART انتخاب گردید.
نتیجه گیری: بررسی ساختار مدیریتی شهرداری ها نشان می دهد شاخص های استخراج شده براساس مولفه های سیستم مدیریت HSE به تنهایی نمی تواند عملکرد HSE شهری را پوشش دهد زیرا فاکتورهایی از قبیل پایداری اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، جمعیت شناسی، معماری و شهرسازی و صنفی- صنعتی می تواند بطور قابل ملاحضه ای در وضعیت عملکرد سیستم مدیریت  HSE شهری تاثیر گذار باشد.
 
رسول یاراحمدی، حامد مریدی، علی اصغر فرشاد، فرشته طاهری،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

چکیده:
چکیده:
چکیده:
 
زمینه و هدف: امروزه با رشد ابعاد مختلف توسعه پایدار، توجه مدیران در سطح سازمانی و دولتی به مولفه­های توسعه پایدار بیش از پیش شده است. محور توسعه پایدار انسان سالم و مولد است. عوامل متعددی در دستیابی به توسعه پایدار نقش دارند که از آن جمله می‌توان عوامل انسانی، اقتصادی، اجتماعی، صنعتی، فرهنگی و همچنین بهداشت، ایمنی، محیط‌زیست و انرژی (HSEE) را نام برد. در این راستا، وجود تعدادی از شاخص­های فرایندی در پیشبرد برنامه و اهداف سازمانی در سطح خرد و کلان از نقش حائز اهمیتی برخوردار است. با توجه به این­که ارزیابی و پایش مستمر تمامی شاخص­ها کار عملی و امکانپذیر نمی­باشد، تدوین یکسری اصول عملکرد به ­منظور تسهیل فرایندهای تصمیم­سازی مدیریتی و پایش بهبود مستمر سیستم­ها از اهم موضوعات در مدیریت کارآیی سیستم می­باشد. نظر به این­که انتخاب صحیح اصول نقش مهمی در پایداری سیستم مدیریتی یکپارچه ایفا می­کند، توجه به مولفه­های کلیدی مطرح در این انتخاب حائز اهمیت است. تحقیق حاضر با هدف اولویت بندی شاخص های فرایندی در سیستم مدیریت یکپارچه HSEE وزارت صنعت، معدن و تجارت انجام شده است.
روش بررسی: جامعه آماری این پژوهش افراد متخصص و صاحب نظر با گرایش بهداشت حرفه ای، ایمنی، محیط زیست، انرژی و کارشناسان HSEE با سابقه کار در زمینه بهداشت، ایمنی، محیط زیست و انرژی می باشند. دراین مطالعه برای دست یابی به شاخص های فرایندی ایمنی، بهداشت، محیط زیست و انرژی ابتدا با بهره‌گیری از مجموعه شاخص های ارائه شده در تحقیقات و مقالات علمی و معتبر ، سازمان محیط زیست ایران،HSE وزارت نفت،HSEE  وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان های معدنی و صنعتی در کشور از جمله ایدرو، ایمیدرو و منابع دیگر فهرستی از شاخص های محیط زیستی، ایمنی، بهداشت و انرژی تهیه و مورد ارزیابی قرار گرفت. در تحقیق حاضر معیار انتخاب شاخص ها SMART بودن آن ها می باشد که به عنوان پنج معیار اصلی اثر گذار به روش AHP وزن  دهی شده اند. معیارها وزن دهی شده جهت اولویت بندی اصول هشت گانه مدیریت  HSEE شامل خط مشی، بهبود مستمر، اجراء، بازنگری، پایش واندازه¬گیری سیستم، تعهد و رهبری، طرح¬ریزی و اقدام اصلاحی با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ­ها: نتایج مطالعه نشان می­دهد که شاخص راهبردی اجرا با ضریب نزدیکی ۹۳۷/۰ به­عنوان اولویت اول انتخاب شد. بهبود مستمر با ضریب نزدیکی ۱۳۳/۰و اقدامات اصلاحی با ضریب نزدیکی۱۰۸/ از اولویت های ضعیف تر شاخص های هشت گانه HSEE انتخاب شدند.
نتیجه­ گیری: انتخاب صحیح شاخص ها به منظور تسهیل فرایندهای تصمیم سازی مدیریتی، قابلیت پایش بهینه این شاخص ها با حداکثر کارآیی و حداقل هزینه با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند معیاره امکان پذیر است. بر اساس نتایج به­دست آمده، رتبه­بندی و اولویت­بندی شاخص­های فرایندی HSEEبه ­منظور تسهیل فرایندهای تصمیم­سازی مدیریتی و پایش بهبود مستمر سیستم­ها در جهت حفاظت از افراد، اموال و کاهش حوادث و آلودگی­ها جهت رسیدن به توسعه پایدار قابل استفاده است.



 
جواد محمدعدلی، منوچهر امیدواری،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: گاز طبیعی یکی از مهمترین منابع انرژی است که امروزه در جوامع شهری به عنوان انرژی ارزان و خطرناک مورد استفاده قرار می گیرد. در این راستا، اگر دولت و سازمانها به زیرساخت مناسب برای تاسیسات گاز توجه نکنند، خطرات جبران ناپذیر برای آن جامعه ایجاد خواهد شد. ارزیابی و مدیریت بحران در فرآیندهای مختلف می تواند نقش کلیدی در برنامه ریزی، سازماندهی و آموزش جامعه هدف داشته باشد. امروزه اهمیت افزایش مدیریت بحران، مورد توجه قرار نگرفته است. بحران اجتماعی و HSE مهمترین مسائل در شرکت گاز است. نتایج مدیریت بحران می تواند برای برنامه ریزی آموزشی و مدیریت منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، با استفاده از نتایج ارزیابی بحران می تواند نقاط ضعف سازمان را شناسایی کند. شناسایی نقاط ضعف در یک سازمان، مدیریت را قادر می سازد تا استراتژی های سازمان را بر اساس آنها تنظیم و تاثیر موثر بحران را کاهش دهد. هدف از این تحقیق تعیین شدت ریسک بحران در شبکه های گاز رسانی است.
روش بررسی: در این تحقیق با استفاده از منابع معتبر و نظر خبرگان ۳ نوع از مهمترین بحران های مرتبط با شبکه های گازرسانی را شناسایی نموده، و سپس ۱۱ شاخص بحرانیت را برای ارزیابی بحران شبکه گاز تعریف شد. در این تحقیق برای تعیین وزن شاخص ها از تکنیکFAHP وجهت رتبه بندی از تکنیکFROMETHEE II   فازی استفاده نمود،  سپس با استفاده از نتایج بدست آمده مدل ارزیابی ریسک بحران شبکه گاز ارائه گردید. با استفاده از مدل ارائه شده شبکه گاز رسانی استان قزوین بعنوان مطالعه موردی ارزیابی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که مهمترین بحران در شرکت گاز،  قطعی گاز بود.. همچنین نتایج نشان داد که مهمترین معیار ریسک در بحران به ترتیب. نزدیکی به منازل مسکونی، تراکم جمعیتی، نزدیکی به شهرک های صنعتی، وجود شرایط آسیب پذیر شبکه بود. شرایط مناطق مختلف مطالعه موردی نشان داد که بهترین شرایط شبکه گازرسانی در منطقه۳ بوده که علت آن تعداد کم منازل مسکونی، تراکم کم جمعیتی، دوری از شهرک های صنعتی، و عدم وجود شرایط آسیب پذیر را می توان نام برد.
نتیجه گیری: مطالعات متعدد در سال های اخیر نشان می دهد که شکست خط لوله گاز اصلی علت بحران شبکه گاز است. دلیل اصلی این امر قرار دادن لوله ها در شبکه گاز و تنظیم کننده های آن در جاده ها اتومبیل ها و افراد است. در این مطالعات، تنظیم کننده های گاز به عنوان یکی از پارامترهای آسیب پذیر در ارزیابی بحران طبقه بندی می شوند. همچنین دلیل اصلی بحران عرضه گاز در بسیاری از مطالعات ضعف ساختاری شبکه و آسیب پذیری شبکه است. همچنین در برخی مطالعات، شرایط محیطی و نوع استفاده در اطراف شبکه توزیع گاز به عنوان عوامل موثر در نشت خط لوله گاز و عوامل آسیبپذیری در شبکه توزیع گاز توصیف شده است. مهمترین علت  قطع گاز به عنوان بحران در شبکه گاز، استفاده شبکه گاز در کاربری منازل مسکونی است که این مسئله در کشورهایی مانند ایران وجود دارد. با توجه به نتایج بدست آمده از این تحقیق مشخص شد که برای ارزیابی بحران در شبکه های گاز لازم است که عوامل بحران زا را تعیین و بصورت تلفیقی آنها را مورد ارزیابی قرار داد تا بتوان میزان شدت ریسک بحران را در شبکه گاز تعیین نمود. این جبنه مهمترین جنبه نوآوری در این تحقیق بوده است.
 
ندا ملامهدی زاده، غلامحسین حلوانی، علی اصغر فرشاد، سیده ملیکا خارقانی مقدم، حسین ابراهیمی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده

مقدمه: در معادن چالش‌های ایمنی متعددی وجود دارد. لذا استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری که قادر به درک و مدل‌سازی دیدگاه‌های مختلف و تجربیات انسانی هستند، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مطالعه، بررسی و اولویت بندی علل ریشه‌ای چالش‌های ایمنی از دیدگاه کارشناسان ایمنی، سرپرستان و کارکنان در یک معدن بود.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی در یک معدن سنگ آهن بود. این مطالعه در ۲ مرحله انجام گرفت. در مرحله اول پنج عامل مدیریت، انسان، ماشین آلات، محیط و مواد به عنوان علل ریشه ای چالش های ایمنی معادن تعیین گردیدند. در مرحله دوم، علل مذکور با روش تحلیل سلسله مراتب فازی (FAHP) و نظرات خبرگان اولویت بندی شدند.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد که اهمیت نسبی علل ریشه ای چالش های ایمنی از دیدگاه‌های مختلف متفاوت بود. کارشناسان ایمنی به عامل مدیریت (۵۲/۰)، سرپرستان به عامل انسان (۴۷/۰) و کارکنان به عامل ماشین آلات (۳۷/۰) وزن بیشتری داده بودند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که هر گروه بر اساس تجربیات و نقش‌های خود در سازمان، دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به علل مؤثر بر ایمنی دارند. این تفاوت‌ها اگر درست مدیریت و هماهنگ شوند، می‌توانند به عنوان یک فرصت برای ارتقاء ایمنی به کار روند، اما اگر نادیده گرفته شوند، ممکن است به مشکلات جدی منجر شوند.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله سلامت کار ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iran Occupational Health

Designed & Developed by : Yektaweb